برچسب

چرا همیشه احساس خستگی میکنم؟

سلامت | ۲۶ تیر۱۳۹۷ | 562 بازدید | نظرات

دلیل خستگی می تواند در عادات روزانه شما پنهان شده باشد. در ادامه با برخی از دلایل احتمالی خستگی و چگونگی درمان آن به صورت طبیعی آشنا می شویم.

کم تحرک هستید

شاید عجیب به نظر برسد، اما با افزودن اندکی فعالیت بیشتر به زندگی خود می توانید در مدت زمانی کوتاه سطوح انرژی بدن را افزایش دهید. حداقل سه جلسه در هفته ورزش کنید، زیرا به بدن در ارائه عملکرد بهینه و درست کمک می کند و اندورفین آزاد شده در بدن به طور طبیعی افزایش چشمگیر انرژی را موجب می شود. با دنبال کردن یک برنامه ورزشی منظم و ترشح اندورفین، سطوح انرژی شما تثبیت خواهد شد.

سیستم ایمنی بدن شما ضعیف است

بدن برای مبارزه با بیماری به انرژی نیاز دارد و این شرایط می تواند احساس خستگی را موجب شود. ضعف در سیستم ایمنی بدن – چه به دلیل نیاز باکتری های روده به یک تقویت پروبیوتیکی، ابتلا به بیماری و عدم بهبودی کامل، یا سر و کار داشتن با التهاب مزمن در بدن – می تواند عامل اصلی احساس خستگی شما باشد. با دریافت روی و ویتامین C به میزان کافی و مد نظر قرار دادن مصرف پروبیوتیک سیستم ایمنی بدن خود را تقویت کنید.

اگر پس از اتخاذ این رویکردها همچنان در بیدار شدن از خواب هنگام صبح دچار مشکل هستید و احساس خستگی شما را رها نمی کند، به پزشک مراجعه کنید. خستگی عمومی می تواند نشانه ای از برخی بیماری های جدی مانند دیابت، کم خونی، تیروئید، و بیماری قلبی باشد.

photo چرا همیشه احساس خستگی میکنم؟

شما مواد مغذی مورد نیاز خود را دریافت نمی کنید (یا بیش از اندازه دریافت می کنید)

در حالت پایه، آن چه ما می خوریم انرژی بدن را تامین می کند. از این رو، اگر به میزان کافی از خوراکی های سالم و خوب مصرف نکنید، احساس خستگی و بیحالی چندان جای شگفتی نخواهد داشت. عادات غذا خوردن خود را زیر نظر قرار دهید و این که آیا وعده های غذایی شما بر اساس مواد غذایی کامل شکل گرفته است را بررسی کنید. اگر این گونه نیست، متعادل کردن رژیم غذایی خود را مد نظر قرار دهید. برای تامین ویتامین ها و مواد معدنی مورد نیاز بدن مصرف چند وعده از میوه ها و سبزیجات طی روز را در دستور کار خود قرار دهید، یا یک مولتی ویتامین را به رژیم صبحگاهی خود اضافه کنید.

اگر تا پیش از این به میزان کافی از میوه ها و سبزیجات استفاده می کردید و بیشتر این مواد غذایی ارگانیک بوده اند، پس ممکن است با یک آلرژی یا حساسیت غذایی مواجه باشید که از جذب تمام مواد مغذی جلوگیری می کند. کمبود مواد مغذی، به طور ویژه برای افراد مبتلا به بیماری سلیاک یا آنهایی که عدم تحمل گلوتن دارند، می تواند رخ دهد، زیرا پوشش داخلی روده به واسطه التهاب آسیب دیده و دیگر نمی تواند چیزی را از غذای مصرفی جذب کند. اگر فکر می کنید یک حساسیت گلوتنی دارید، با پزشک خود مشورت کنید یا گلوتن را از رژیم غذایی خود حذف کرده و شرایط را پس از آن بررسی کنید. طی شش هفته باید آغاز تغییرات را احساس کنید.

هورمون های شما عملکرد درستی ندارند

علت بی خوابی های شبانه شما ممکن است با هورمون ها در ارتباط باشد. خستگی آدرنال، یک مشکل تیروئیدی، یا یک اختلال هورمون متابولیک مانند قند خون بالا می تواند موجبات ناراحتی و خستگی شما را فراهم کنند. اگر هورمون ها مقصر اصلی هستند، مصرف قهوه و قند را برای مدتی کنار بگذارید، زیرا هر دو آنها می توانند موجب استرس در سیستم آدرنال شما شوند. با مصرف مکمل هایی، مانند جینسینگ، می توانید از سیستم آدرنال خود حمایت کنید یا خوردن مواد غذایی که به بهبودی غدد آدرنال کمک می کنند، مانند آب گوشت، جلبک دریایی و مواد غذایی تخمیر شده که سرشار از ید و اسید آمینه ها هستند را مد نظر قرار دهید.

اضطراب و استرس مغز شما را آشفته کرده اند

اگر در به خواب رفتن مشکل دارید، احساس خستگی چندان جای شگفتی نخواهد داشت. استرس و اضطراب از عوامل تاثیرگذار در شرایط خواب هستند، اما مدت زمانی که در برابر یک نمایشگر سپری می کنید نیز می تواند در این زمینه موثر باشد. مطالعات نشان داده اند که مدت زمانی که پیش از خواب در برابر یک نمایشگر سپری می کنید می تواند موجب اختلال در ریتم شبانه روزی طبیعی بدن شود، و از این رو، مغز متوجه این نمی شود که شما خسته هستید. لپ تاپ، گوشی هوشمند یا تلویزیون را حداقل دو ساعت پیش از خواب خاموش کنید.

اگر هنوز هم احساس بی خوابی و بی قراری می کنید، مصرف مکمل ملاتونین پیش از خواب را امتحان کنید، زیرا با فریب غده صنوبری موجب می شود فکر کنید به طور طبیعی در حال تولید ملاتونین هستید و از این رو، احساس خستگی بیشتری در شما شکل می گیرد. برای جلوگیری از وابستگی به مصرف مکمل ملاتونین برای تجربه خواب خوب شبانه همواره از آن استفاده نکنید.

مسموم شده اید

سموم منتشر شده از محصولاتی که در ساخت آنها از بیسفنول A استفاده شده است و دیگر عوامل محیطی می توانند به واقع شما را از ارائه بهترین عملکرد خود دور کنند. اگر فلزات سنگین عامل مشکل آفرین برای شما محسوب می شوند، عملکرد درست سوخت و ساز متوقف خواهد شد و به سرعت احساس خستگی در شما شکل خواهد گرفت. سموم را از پاک کننده های خانگی خود حذف کنید و از قرار گرفتن در معرض فلزات سنگین اجتناب کنید. به عنوان مثال، در هفته تنها یک بار ماهی مصرف کنید.

علاوه بر موارد فوق میتوان هفت علت اصلی خستگی را به شرح زیر ارائه کرد:

بیماری تیروئید
چنانچه هورمون‌های تیروئید خوب ترشح نشوند، حتی فعالیت‌های روزانه هم شما را خسته خواهد کرد. غده تیروئید، حدودا اندازه گره کراوات یک مرد است، که در جلوی گردن قرار دارد و هورمون‌هایی را ترشح می‌کند که سوخت و ساز بدن را کنترل می‌کنند. ترشح بیش از حد هورمون تیروئید (پرکاری تیروئید)، سوخت و ساز بدن را سرعت می‌بخشد. هورمون تیروئید خیلی کم کار (کم کاری تیروئید)، سوخت و ساز بدن را کند می‌کند.

 

علائم: پرکاری تیروئید ابتدا موجب خستگی و ضعف عضلانی در ران‌ها می‌شود که ورزش‌هایی از قبیل دوچرخه سواری و یا بالا رفتن از پله را مشکل می‌کند. علائم دیگر شامل کاهش وزن بی‌علت، احساس گرمای دائم، افزایش ضربان قلب، کوتاه شدن و کاهش جریان قاعدگی و افزایش تشنگی است.  پرکاری تیروئید معمولا بیشتر در زنان ۲۰ و ۳۰ ساله خود را نشان می‌هد، اما در زنان و مردان مسن‌تر هم می‌تواند رخ دهد. کم کاری تیروئید باعث خستگی و ناتوانی در تمرکز و درد عضلانی، حتی با فعالیت جزئی می‌شود. علائم دیگر عبارتند از افزایش وزن ناشی از احتباس آب، احساس سرمای دائم (حتی در آب و هوای گرم‌تر)، جریان قاعدگی سنگین‌تر و بیشتر و یبوست. شیوع کم کاری تیروئید در زنان بالای ۵۰ سال است. مک کانل می‌گوید، در واقع، بیشتر از ۱۰% از زنان بالای۵۰ سال مبتلا به کم کاری تیروئید خفیف هستند.

 

آزمایش‌: بیماری تیروئید را می‌توان با یک آزمایش خون تشخیص داد. مک کانل می‌گوید: اختلالات تیروئید قابل درمان است، آزمایش تیروئید باید در تمام افرادی که از خستگی و یا ضعف عضلانی شکایت دارند، انجام شود.

 

دیابت
هر ساله مشخص می‌شود که بیش از یک میلیون نفر از مردم به دیابت نوع ۲مبتلا هستند. اما بسیاری حتی ممکن است از آن اطلاع نداشته باشند. قند، که گلوکز نیز نامیده می‌شود، سوختی است که از بدن شما محافظت می‌کند. این بدان معناست که برای افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ امکان استفاده و سوزاندن قند در بدن به‌درستی وجود ندارد و همین امر باعث می‌شود تا قند خون بالا رود. افراد مبتلا به دیابت، اغلب با احساس خستگی و نداشتن انرژی کافی برای بدن که یکی از علائم هشدار‌دهنده دیابت است به این بیماری پی می‌برند.

 

علائم: از یک سو خستگی و از سوی دیگر علائمی مانند تشنگی بیش از حد، تکرر ادرار، گرسنگی، کاهش وزن، تحریک پذیری، عفونت‌های مخمری و تاری دید.

 

آزمایش‌: دو آزمایش عمده برای دیابت وجود دارد. آزمون قند خون ناشتا، که متداول‌تر است، سطح قند خونِ پس از ناشتا به مدت ۸ ساعت اندازه گیری می‌شود. با استفاده از آزمون تحمل گلوکز خوراکی (OGTT)، دو بار خون گرفته می‌شود، یک‌بار قبل از نوشیدن شربت گلوکز، سپس ۲ ساعت بعد از نوشیدن آن.

 

افسردگی
احساس غم و ناراحتی زیاد، یا افسردگی یک بیماری مهم است که خواب، غذا خوردن، احساس ما در مورد خودمان و دیگران را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بدون درمان، علائم و نشانه‌های افسردگی ممکن است برای هفته‌ها، ماه‌ها و یا حتی سال‌ها به طول انجامد.

 

علائم:اکثر ما تجربه‌ی افسردگی را با این اوصاف ذکر شده نداریم. اما معمولا، افسردگی می‌تواند باعث کاهش انرژی، تغییرات در الگوهای خواب و غذا خوردن، مشکلات حافظه و تمرکز و احساس ناامیدی، بی ارزشی و منفی نگری توام شود.

 

آزمایش: هیچ آزمایش خونی برای افسردگی وجود ندارد، اما دکتر شما ممکن است با پرسیدن یک سری سوالات از شما قادر به شناسایی آن باشد. اگر شما پنج مورد یا بیشتر از این علایم زیر را برای بیش از ۲ هفته تجربه نمودید و یا اگر آن‌ها در زندگی شما تداخل ایجاد کرده‌اند، با دکتر خود یا متخصص بهداشت روانی مشورت کنید: خستگی یا از دست دادن انرژی، خواب بیش از حد کم و یا زیاد، غم، اضطراب و یا احساس پوچی، کاهش اشتها و کاهش وزن، افزایش اشتها و افزایش وزن، از دست دادن علاقه یا لذت در فعالیت‌هایی که زمانی به آن علاقه داشتید، بی‌قراری یا تحریک پذیری، علائم فیزیکی مداوم که به درمان جواب نمی‌دهند مانند سردرد، درد مزمن و یا یبوست و سایر اختلالات گوارشی، اشکال در تمرکز، یادآوری، یا تصمیم گیری، احساس گناه، نا امیدی و یا عقاید بی ارزش درباره مرگ یا خودکشی.

 

آرتریت روماتوئید
این یک بیماری خود ایمنی است که همیشه در اوایل به آسانی تشخیص داده نمی‌شود، اما چند سرنخ ظریف برای کشف آن وجود دارد. این بیماری زمانی اتفاق می‌افتد که سیستم ایمنی بدن برعلیه خودش کار می‌کند و به بافت‌های سالم مرتبط با هم حمله می‌کند، در نتیجه گاهی اوقات آسیب غیر قابل جبرانی به استخوان و غضروف وارد می‌سازد.

 

علائم: بسیاری از علائم آن (مانند خستگی، کمبود انرژی، از دست دادن اشتها و درد مفاصل) با برخی بیماری‌های دیگر از جمله دیگر اشکال آرتریت مانند درد مزمن و سفتی عضلات موسوم به فیبرومیالژیا و لوپوس مشترک هستند. با توجه به سخنان جان کلیپل، رئیس و مدیر عامل بنیاد آرتروز آتلانتا، خستگی ناشی از کم خونی و اختلالات تیروئید حتی در افراد مبتلا به آرتریتروماتوئید شایع‌تراست. متخصصین پوست حداقل چهار معیار زیر را در تشخیص RA بررسی می‌کنند: خشکی صبحگاهی در داخل و اطراف مفاصل، حداقل سه حوزه مشترک با تورم بافت نرم به طور همزمان؛ مفاصل متورم در مچ دست، بند انگشت، و یا مفصل وسط انگشت؛ درگیری همزمان نقاط مشترک در هر دو طرف بدن؛ بافت توده‌ای زیر پوست؛ و فرسایش استخوان در مچ دست و یا مفاصل دست. تشخیص توسط اشعه ایکس صورت می‌پزیرد.

آزمایش: آزمایش کامل فیزیکی توسط روماتولوژیست می‌تواند شواهد بسیار ارزشمندی از بیماری ارائه دهد، اما یک آزمایش نیز برای تشخیص روماتوئید وجود دارد و آن پادتن‌های موجود در خون است. حدود ۸۰ ٪ از مردم که آزمایشRA می‌دهند جواب تستشان مثبت است، اما باید خاطر نشان کرد که این آزمون قطعی نیست.

 

خستگی مزمن
این وضعیت پریشان کننده و باعث خستگی مفرط می‌شود که به سرعت اتفاق می‌افتد. افرادی که از CFS رنج می‌برند، پس از انجام فعالیت‌های عادی روزانه احساس خستگی شدیدی دارند و به‌راحتی با فعالیت‌های جزئی خسته می‌شوند.

 

علائم: علائم دیگر عبارتند از سردرد، درد عضلانی و درد مفاصل، ضعف، غدد لنفاوی دردناک، و ناتوانی در تمرکزاست. سندرم خستگی مزمن، ناشناخته می‌ماند، چون هیچ علت شناخته‌ شده‌ای برای آن وجود ندارد.

 

آزمایش: هیچ آزمایشی وجود ندارد. دکترتان باید قبل از تشخیص، سایر علائم مشابه، مانند لوپوس و ام اس را در نظر بگیرد.

 

اختناق در خواب
اگر شما هنگامی که از خواب بیدار می‌شوید احساس خستگی می‌کنید، ممکن است مشکل اختلال خواب داشته باشید؛ مهم نیست که چقدر استراحت کرده‌اید اما باز هم احساس گیجی و خستگی دارید. اختناق در خواب یک اختلال است که با وقفه کوتاهی در تنفس در طی خواب همراه می‌شود.

 

در رایج‌ترین نوع اختناق انسدادی خواب، راه هوای تنفس فوقانی شما مسدود و یا تنفستان برای چند ثانیه کم می‌شود، که به نوبه خود هشدار‌هایی برای مغز است تا شما را برای تنفس مجدد از خواب بیدار کند. شخص مبتلا به اختناق خواب ممکن است در طول شب برای ده‌ها یا حتی صدها بار دچار قطع تنفس شود.

 

علائم: اختناق در خواب معمولا دارای‌ نشانه‌هایی از قبیل خروپف است و به‌طور کلی با خستگی در روز بعد همراه می‌شود. از آن‌جا که اختناق در خواب می‌تواند منجر به بیماری‌های قلبی، فشار خون بالا و سکته مغزی شود، شناسایی آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

 

آزمایش‌: شامل یک شب اقامت در یک کلینیک خواب است تا الگوی خواب شما ضبط ‌شود و یک تست بدون درد که الگوهای خوابتان، تغییرات تنفسی و فعالیت مغز تحت نظارت قرار ‌گیرد.

کم خونی
خستگی ناشی از کم خونی به دلیل کمبود گلبول‌های قرمز خون است، که اکسیژن را از ریه‌ها به بافت‌ها و سلول‌ها می‌رساند، که ممکن است احساس ضعف و تنگی نفس ایجاد کند. کم خونی می‌تواند به ‌علت کمبود آهن یا ویتامین، از دست دادن خون، خونریزی داخلی یا یک بیماری‌های مزمن از قبیل آرتریت روماتوئید، سرطان یا نارسایی کلیه ایجاد شود. لورنس کوراش استاد کمک پزشکی آزمایشگاهی در دانشگاه کالیفرنیا، سان فرانسیسکو اینچنین توضیح می‌دهد: زنانی که در سنین باروری هستند، در طول دوره بارداری و شیردهی، به‌ ویژه به کم خونی ناشی از فقر آهن، به علت از دست دادن خون در دوران قاعدگی و نیاز بدن به آهن بیشتر مبتلا می‌شوند.

 

علائم: خستگی یکی از علائم عمده‌ی آن است. دیگر علائم شامل ضعف شدید، اختلالات در خواب، عدم تمرکز، تند شدن ضربان قلب، درد قفسه سینه و سردرد است. ورزش ساده مانند بالا رفتن از پله‌ها و یا راه رفتن در فواصل کوتاه، می‌تواند سبب خستگی شود.

 

آزمایش: یک ارزیابی کامل برای کم خونی شامل تست‌های فیزیکی و آزمایش خون مانند محاسبه‌ی تعداد سلول‌های خونی یا اندازه گیری گلبول‌های قرمز خون باشد. یکی از روش‌های استاندارد برای محاسبه‌ی‌ کم خونی تست ادرار است.

 

 


برچسب

چرا مردم ایران اینقدر خسته هستند؟

خواندني ها | ۱۸ فروردین۱۳۹۶ | 784 بازدید | نظرات

پرس و جو از دور و بری‌ها و آدم‌هایی که هر روز آنها را می‌بینیم نشان می‌دهد خستگی آنها صرفاً خستگی جسمی نیست و درگیری‌شان ذهنی است. آنها خسته‌اند؛ آیا این خستگی نشانه افسردگی است؟ آیا ما اساساً حال نداریم و تنبلی‌مان ریشه تاریخی یا جغرافیایی دارد؟ اگر این طور است، می‌شود به ملتی که در سرزمینی گرم و نیمه خشک، قنات می‌کند و کیلومترها کانال زیرزمینی حفر می‌کند تا کویری را به بهشت تبدیل کند،گفت تنبل است؟ مردمی که قرن‌ها کشاورز بوده‌اند، آیا می‌توانند تنبل باشند؟ اگر خستگی ریشه تاریخی و جغرافیایی ندارد و صرفاً موضوعی اجتماعی است، به چه عواملی برمی‌گردد؟

دکتر مجید صفاری‌نیا، رئیس انجمن روان شناسی اجتماعی کشور درباره پدیده خستگی در جامعه ایران می‌گوید: «خستگی نشانه افسردگی است و وقتی از کسی سؤال می‌کنیم که حالت چطور است و می‌گوید خسته‌ام، درواقع غیر مستقیم می‌گوید غمگین و افسرده‌ام. در حال حاضر شرایط سلامت اجتماعی جامعه‌ به نحوی است که مردم غمگین‌اند. جامعه به‌ خاطر پایین بودن استانداردهای سلامت اجتماعی، بیکاری، جمعیت بالای زیر خط فقر، درک از فساد اداری، بی‌عدالتی در سیستم‌های حقوقی و قضایی و نظام بروکراسی و کاغذبازی، دچار خستگی مزمن شده‌ و این خستگی می‌تواند کم کم به ناامیدی تبدیل شود. باید به این نکته اشاره کنم در کنار مشکلاتی که گفته ‌شد، در تهران عوامل مضاعفی همچون ترافیک، آلودگی هوا، حجم بالای کار به دلیل بالا بودن هزینه‌های زندگی نیز بر خستگی و احساس ناامیدی پایتخت‌نشینان می‌افزاید.»

photo چرا مردم ایران اینقدر خسته هستند؟
سیاست‌های غلط شهری به گفته کارشناسان، شهروندان را بیش از پیش منزوی و خانه‌نشین کرده. اتوبان‌ها و پیاده‌روها و میادین بیش از آنکه در خدمت شهروندان باشد و لختی از خستگی آنها بکاهد یا به انس و الفت اجتماعی و خانوادگی عمق ببخشد، پیوسته به انزوا و دوری و حس بیزاری از شهر دامن زده است. دیرزمانی نیست که چراغ خانه‌ها تا پاسی از شب روشن بود و شهر بوی زندگی می‌داد. حالا مردم از ترس گرفتاری ترافیک و جای پارک، کمتر به شب نشینی می‌روند و قید دید و بازدیدهای فامیلی را زده‌اند.
دکتر صفاری‌نیا با اشاره به پایین ‌بودن شاخص رفاه ‌اجتماعی در شهرهای بزرگی همچون تهران می‌گوید: «ما دچار ازدحام جمعیتی شدیدی در تهران و کلانشهرهای بزرگ شده‌ایم. در همین تهران، بعضی از مناطق تراکم بافت و جمعیتی خیلی بالایی دارد؛ یعنی بیش از حد استاندارد. از سویی فضای طراحی شهری به گونه‌‌ای نیست که جوابگوی ۹ میلیون آدم باشد. تهران باغ و تفرجگاهی ندارد که از نظر بصری آرامش‌دهنده ‌باشد و جای آنچه بوده را ساختمان‌های بلندمرتبه با نماها و معماری‌های مختلف و اغلب بی‌قواره گرفته و آپارتمان‌نشینی هم به شکل مضاعفی بر این خستگی افزوده است.
۳۵ -۳۰ سال پیش به ازای هر یک شهروند ۲۵ متر مربع فضای شهری داشتیم و حالا این فضا در اختیار ۳ نفر است. تراکم بافت و جمعیتی، خود می‌تواند باعث رخوت و کسلی و ناامیدی و خستگی شود. اما در بحث فضای شهری، طراحی ساختار شهری و المان‌های همبستگی و دلبستگی به محیط زیست، تنوع ساختمان‌ها و نماهای شهری هم برای مردم خوشایند نیست و نسبت به آن احساس وابستگی نمی‌کنند. یعنی وقتی کسی با المان‌های شهری ارتباط نمی‌گیرد دچار نوعی روزمرگی و خستگی می‌شود.
باید بگویم هیچ برنامه‌ای برای برطرف کردن خستگی و ناامیدی و شاد کردن مردم وجود ندارد و اگر هم باشد، بسیار ضعیف است. باید این نکته را هم اضافه کنم که طبیعت انسان مکانیزمی نسبتاً ناشاد است و بروز عوامل محیطی و فرهنگی و اقتصادی بلافاصله باعث حس خلق تنگی، بی‌حوصلگی و خستگی می‌شود.»
جیمیز موریه در کتاب «حاجی‌بابای اصفهانی» می‌نویسد در میدان نقش‌جهان اصفهان آدم‌های قلیان به‌دستی را می‌بینید که مثل تابلوهای نقاشی بی‌حرکتند و ساعت‌ها تکان نمی‌خورند. او از زبان حاجی بابا در مقایسه ایرانیان و فرنگیان می‌نویسد آنها تنگ می‌پوشند و ما گشاد می‌پوشیم، آنها متحرکند، ما ساکن. زین العابدین مراغه‌ای نیز در «سیاحتنامه ابراهیم بیک» از مردانی حرف می‌زند که ساعت‌ها کنار خزینه حمام دراز می‌کشند تا حنایی که به ریش گذاشته‌اند رنگ گیرد. ابراهیم بیک وقتی از آنها می‌پرسد چرا ساعت‌‌ها دراز می‌کشند و حنا به ریش خود می‌بندند، همه یک پاسخ بی‌معنی دارند: «خوب است نرم می‌شود!»
سیاحتنامه ابراهیم بیک اندکی پیش از کشف نفت در ایران نوشته شده، دقیق‌تر را بخواهید ۲ سال پیش از انقلاب مشروطه، یعنی سال ۱۲۸۳ شمسی. این یادآوری برای آن است که برخی از کارشناسان اعتقاد دارند صنعت نفت و ورود پول نفت مفهوم کار و تلاش را در ایران مخدوش کرده. آیا واقعاً چنین است. در این صورت چگونه می‌توان تصاویری از سکون و بی‌حرکتی را در متون پیش از صنعت نفت توجیه کرد؟ آیا ما با نوعی ضد و نقیض تاریخی رو به رو هستیم؛ یعنی معجونی از تلاش و تنبلی؟ آیا اساساً چنین نگاه تاریخی و تحلیل موضوع از منظری دورتر کمکی به حل مسأله خواهد کرد؟
دکتر محمد باقر تاج‌الدین، استاد جامعه‌شناسی خستگی جامعه ایرانی را از چند منظر مورد بررسی قرار می‌دهد: «از منظر تاریخی و فرهنگی باید گفت، جامعه ایرانی جامعه شادی نیست و ریشه آن در این است که جامعه ‌ما جامعه کوتاه مدت است یعنی برنامه‌ریزی و تفکر و تأمل‌مان برای طولانی مدت نیست. ما به‌ جای شادی و امید به آینده، بیشتر نگرانیم که فردا چه خواهد شد یا با توجه به وضعیت اقتصادی مدام نگران هستیم اگر فلان جنس را نخریم حتماً ماه آینده گران می‌شود یا اگر نتوانیم تا سال دیگر خانه‌‌ای برای خودمان دست و پا کنیم دیگر نمی‌‌توانیم خانه‌دار شویم. این نگرانی در جامعه ایرانی یک نگرانی تاریخی است.
این احساس نگرانی و دغدغه و فشارهای روحی و روانی هم پس از مدتی به جسم منتقل می‌شود و بیمارهای عصبی بروز پیدا می‌کند. در ادامه افراد خسته و خسته‌تر می‌شوند و این احساس در روابط اجتماعی وارد می‌شود و ساختار اجتماعی هم مبتلا به آن می‌شود.
ناپایداری باعث نوعی فرسایش همبستگی اجتماعی شده و در اثر این شرایط افراد به هم بی‌اعتماد شده‌اند و در نتیجه حس مشارکت، همبستگی و همکاری به معنای واقعی کمتر فرصت تحقق یافته. گویی شهروندان به شکلی از انزواجویی و از خودبیگانگی دچار شده‌اند. بالطبع افراد از سوی همکاران و دوستان و خانواده و سیستم‌های دولتی و نهادهای دیگر هم مورد حمایت قرار نمی‌گیرند و این وضعیت بدتر می‌شود و ناامیدی و بی‌اعتمادی و فرسایش همبستگی در جامعه غالب می‌شود و این موج در جامعه منتشر می‌شود.
اما در بحث فردی هم باید بگویم که برخی از افراد در طول زندگی خود، دست به تلاش‌ها و تقلاهایی برای موفقیت زده‌اند ولی پاسخ مناسبی از سوی خانواده‌، اجتماع یا دستگاه و سازمانی که برای آن انجام وظیفه می‌کنند، نگرفته‌اند و دریافت نکردن پاسخ مثبت باعث دلزدگی و یأس در بین آنها شده‌ است. در نتیجه با توجه به ظرفیت‌های مختلف افراد آنها کم کم خسته می‌شوند و به انزوا می‌روند و بی‌انگیزگی و خستگی در آنها تقویت و حتی نهادینه می‌شود.
انباشت خستگی هم در جامعه کم کم به یک ساختار خسته‌‌کننده تبدیل می‌شود و ممکن است این ساختار آدم‌های دیگر را خسته‌ کند. شاید در برهه‌ای خستگی از سوی افراد به جامعه منتقل می‌شد ولی باید گفت هم‌اکنون خستگی از سوی ساختارهای اجتماعی و سایر نهادها به مردم تزریق می‌شود.»
همان گونه که بدون توجه به تعارض‌های سنت و مدرنیته در ایران، تقریباً تحلیل بسیاری از مفاهیم اجتماعی و فرهنگی غیرممکن است، در این زمینه نیز می‌توان به ورود تکنولوژی‌‌های جدید و از آن مهمتر ورود شبکه‌‌های اجتماعی اشاره کرد که خواسته یا ناخواسته ساعت‌های زیادی از زمان افراد را به خود اختصاص داده و ارتباطات رو در رو و شفاهی را تقلیل می‌دهد. یعنی آنچه قرار بوده به پروسه کار اجتماعی کمک کند، از یک سو خود به محلی برای تخلیه انرژی با بازخورد مثبت حداقلی تبدیل شده و از سوی دیگر با حذف ارتباط رو در رو، هیجان و نشاط رابطه اجتماعی را گرفته و به انزواطلبی کمک کرده است. از این زاویه شاید بتوان گفت سطح رفاه اجتماعی رشد کرده و به همان اندازه سطح رضایتمندی پایین آمده است که این تقریباً متعلق به همه جوامع است. به عبارت دیگر نوعی تضاد بین آرامش و آسایش. به عبارت دیگر سطح آسایش و امکانات و برخورداری بالا رفته و بالعکس سطح آرامش و رضایتمندی پایین آمده است.
دکتر تاج‌الدین در این باره می‌گوید: «برای بررسی خستگی جامعه باید مدرنیته را هم به‌عنوان یک پدیده روز جهانی در نظر بگیریم. متأسفانه بخشی از این مشکل به همین موضوع برمی‌گردد. در واقع مدرنیته باید رفاه و شادی و آسایش و آرامش و رضایت را به ارمغان می‌آورد ولی گذشته از روی مثبت آن باید گفت مدرنیته رضایت و آرامش درونی افراد جامعه را تأمین نکرده‌ است. یعنی بیشتر افراد از وضعیتی که دارند احساس رضایت نمی‌کنند. شاید خانه و ماشین و شغل خوبی داشته ‌باشند ولی هنوز احساس رضایت و آرامشی وجود ندارد. باید بگویم که این مشکل حتی در کشورهای غربی هم هست ولی چیزی که جامعه ما را بیشتر درگیر کرده سرگردانی مردم بین سنت و مدرنیته است به گونه‌ای که آنها تکلیف خودشان را نمی‌توانند در میانه این کشمکش مشخص کنند.
می‌توانیم مشکلات را از سوی سیاستگذاران و نخبگان و روشنفکران تا حدودی برطرف کنیم. باید مشکلات روحی و روانی مردم را که برخی از آنها ریشه در مسائل اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی دارد، حل کرد. نخبگان می‌توانند راهکار بدهند و با امید دادن به مردم از دغدغه‌های آنان بکاهند. البته این امیدها نباید شعارگونه باشد چون بازخورد منفی دارد و باعث بی‌اعتمادی افراد جامعه می‌شود.
بالا رفتن کیفیت زندگی، برطرف شدن مشکلات اقتصادی، فراهم آوردن شرایط ازدواج و… می‌تواند مردم را به شادی بازگرداند وگرنه باید منتظر بیمار شدن ساختار اجتماعی باشیم.»
خستگی را نه تنها در چهره‌ها حتی می‌توان در زبان و رفتار مردم نیز دید. آدم‌هایی که به گفته خودشان حتی زمانی که از خواب برمی‌خیزند نیز احساس خستگی می‌کنند. روز را با خستگی آغاز می‌کنیم و در یک چرخه خسته کننده، خود به عاملی برای بازتولید خستگی تبدیل می‌شویم.

نیم نگاه

جیمیز موریه در کتاب «حاجی‌بابای اصفهانی» می‌نویسد در میدان نقش‌جهان اصفهان آدم‌های قلیان به‌دستی را می‌بینید که مثل تابلوهای نقاشی بی‌حرکتند و ساعت‌ها تکان نمی‌خورند. او از زبان حاجی بابا در مقایسه ایرانیان و فرنگیان می‌نویسد آنها تنگ می‌پوشند و ما گشاد می‌پوشیم، آنها متحرکند، ما ساکن. زین العابدین مراغه‌ای نیز در «سیاحتنامه ابراهیم بیک» از مردانی حرف می‌زند که ساعت‌ها کنار خزینه حمام دراز می‌کشند تا حنایی که به ریش گذاشته‌اند رنگ گیرد.

دکتر محمد باقر تاج‌الدین، استاد جامعه‌شناسی: از منظر تاریخی و فرهنگی باید گفت، جامعه ایرانی جامعه شادی نیست و ریشه آن در این است که جامعه ‌ما جامعه کوتاه مدت است یعنی برنامه‌ریزی و تفکر و تأمل‌مان برای طولانی مدت نیست. ما به‌ جای شادی و امید به آینده، بیشتر نگرانیم که فردا چه خواهد شد. این احساس نگرانی پس از مدتی به جسم منتقل می‌شود و بیمارهای عصبی بروز پیدا می‌کند. در ادامه افراد خسته و خسته‌تر می‌شوند و ساختار اجتماعی هم مبتلا به آن می‌شود.

سیاست‌های غلط شهری به گفته کارشناسان، شهروندان را بیش از پیش منزوی و خانه‌نشین کرده. اتوبان‌ها و پیاده‌روها و میادین بیش از آنکه در خدمت شهروندان باشد و لختی از خستگی آنها بکاهد و یا به انس و الفت اجتماعی و خانوادگی عمق ببخشد، پیوسته به انزوا و دوری و حس بیزاری از شهر دامن زده است.دیرزمانی نیست که چراغ خانه‌ها تا پاسی از شب روشن بود. حالا مردم از ترس گرفتاری ترافیک و جای پارک، کمتر به شب نشینی می‌روند و قید دید و بازدیدهای فامیلی را زده‌اند.


مطالب پربازدید

امروز دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷