پیام سلام مجله آموزشی سرگرمی سینمایی > خواندني ها > ۳ انشا در مورد یلدا و خاطرات آن

۳ انشا در مورد یلدا و خاطرات آن

خواندني ها | ۱۳ آذر۱۳۹۸ | 253 بازدید | نظرات

photo ۳ انشا در مورد یلدا و خاطرات آن
انشای اول درباره جشن یلدا
در شب یلدا خویشاوندان نزدیک در خانه بزرگ خانواده گرد می آیند. به بیانی دیگر، در سرمای آغازین زمستان، دور کرسی نشستن و تا نیمه شب میوه و آجیل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش کردن از ویژگی های شب یلدا است.
برگزاری مراسم یلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آیینی خانوادگی است و گردهمایی ها به خویشاوندان و دوستان نزدیک محدود می شود. در کتاب ها و سندهای تاریخی به برگزاری مراسم شب یلدا اشاره ای نشده است.
امروزه شب یلدا را جشن می گیرند، یعنی آخرین شب پاییز، نخستین شب زمستان، پایان قوس، آغاز جدی و درازترین شب سال. واژه یلدا سریانی و به معنی ولادت است. ولادت خورشید (مهر، میترا) و رومیان آن را ناتالیس انویکتوس یعنی روز تولد مهر شکست ناپذیر نامند.
زایش خورشید و آغاز دی را، آیین ها و فرهنگ های بسیاری از سرزمین های کهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزی که خورشید از چنگ شب های اهریمنی نجات می یافت و روزی مقدس برای مهرپرستان بود.
در لغت نامه دهخدا درباره این سنت کهن چنین آمده است:
یلدا لغت سریانی است به معنی میلاد عربی و چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می کرده اند، از این رو، بدین نام نامیده اند. شب یلدا یا بلندترین شب سال اول زمستان و شب آخر پاییز است و در بیشتر نقاط ایران در این شب مراسمی انجام می شود
و یکی از زیباترین شب ها در بین ایرانیان است، در این شب رسم و رسوم مختلفی انجام می شود، از جمله خوردن هندوانه، آجیل، و بسیاری خوراکی های دیگر تا حافظ خوانی و شب شعر.

انشای دوم درباره خاطره شب یلدا
شب یلدا یکی از بهترین شب های زندگی من است چون همه بچه های فامیل دور هم جمع می شویم و بازی می کنیم. شب یلدا امسال خیلی به من خوش گذشت، من و پدرم با هم به بازار رفتیم و انار و هندوانه و آجیل خریدیم و بعد با مادرم به خانه مادربزرگم رفتیم.
مادربزرگ مهربانم با لب خندان از ما استقبال کرد، وقتی رسیدیم خیلی از فامیل های ما هم آمده بودند. من و بچه ها زیر کرسی پدربزرگ رفتیم و کلی شیطنت کردیم و خندیدیم.
بعد از شام، سفره بزرگی پهن شد و میوه و آجیل ها چیده شدند، پدربزرگ با یک هندوانه بزرگ و مادربزرگ با یک دیس لبوی قرمز از آشپزخانه آمدند. من شب یلدا آنقدر زیاد خوردم که دلم درد گرفت. البته بچه های دیگر هم دست کمی از من نداشتند.
بعد از آن نوبت فال حافظ رسید، هر خانواده با اجازه پدربزرگ دیوان حافظ برای همه اعضای خانواده اش باز می کرد و در آخر پدربزرگ یک فال دسته جمعی برای همه گرفت.
بعد از فال، نوبت شاهنامه خوانی رسید، پدربزرگم می گوید در خانواده ما رسم است که در شب یلدا شاهنامه بخوانند، او هم وقتی بچه بوده پدربزرگش برایش شاهنامه می خوانده، من صدای پدربزرگم را وقتی داستان های قشنگ شاهنامه را می خواند خیلی دوست دارم.
مادرم می گوید “شب یلدا طولانی ترین شب سال است.” فکر کنم به خاطر این که شب یلدا بیشتر از بقیه شب ها بیدار می مانیم و به همه ما خیلی خوش می گذرد.
انشای سوم درباره جشن یلدا
یلدا … دختر زیبای ایران باستان، زاده پاییز است و نوید دهنده زمستان پربرکت و سرد.
یلدا می آید که دستی به زمین سرد بکشد، نوازشش کند و به یادش بیاورد که سه ماه طولانی خواب زمستانی در پیش دارد، به یادش بیاورد که حواسش را جمع دانه هایی که در آغوش دارد کند و فراموش نکند که این انتظار طولانی، این سردی سوزناک و این خواب، پایانی دل انگیز و صبحی زیبا به فرح بخشی بهار سرسبز خواهد داشت.
ما نیز به سبک اجدادمان، یلدا را جشن می گیریم تا بگوییم اگر نورور نویدبخش سرسبزی و طراوت و شادی بهارانه است اما یلدا خبر از شب های طولانی شاهنامه خوانی، برف سپید زیبا و دورهمی های شاد شبانه می دهد، تا به زمین و زمان بفهمانیم که هر فصلی آیه ای شگفت انگیز از جانب پروردگار است.
یلدا عمری به بلندای تاریخ کهن وطن و قلبی به وسعت سرزمینم دارد. زیبایی اش حکایت از دختران این مرز و بوم می دهد و هم پای بازیگوش ترین کودکان ایران زمین به شیطنت پرداخته است.
یک دقیقه یا شصت ثانیه شاید اصلا به چشم نیاید اما یلدا یک دقیقه بیشتر از شب های معمولی نزد ما می ماند و در این یک دقیقه حرف ها می زند و پیام ها دارد، هنگام رفتن ما را به زمستان می سپارد و می رود تا سالی دیگر و زمستانی دیگر دوباره با همان زیبایی جاوندانه نزد ما برگردد.


مطالب پربازدید

امروز دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۸

نظرات