پیام سلام مجله آموزشی سرگرمی سینمایی > اخبار > جزییات دزدیدن عروس تهرانی از تالار

جزییات دزدیدن عروس تهرانی از تالار

اخبار | ۱ مهر۱۳۹۵ | 295 بازدید | نظرات

صبح چهارشنبه ۳۱ شهریور ماه سال جاری پسر جوانی با مراجعه به دادسرای امور جنایی تهران از ماجرای ربوده شدن همسرش در شب عروسی شان پرده برداشت.
این جوان در شعبه هفتم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران به بازپرس مرشدلو گفت: من و همسرم پرستار هستیم و در یک بیمارستان با هم کار می کردیم و که پس از مدتی تصمیم به ازدواج گرفتیم.

photo جزییات دزدیدن عروس تهرانی از تالار
وی افزود: ۴۰ روز پیش با همه ایرادهایی که خانواده همسرم به من می گرفتند و با وجود اینکه شرایط ازدواج را نپذیرفته بودم دختر جوان را با مهریه ۵۰ سکه به عقد خودم در آوردم و خیلی زود برای برگزاری مراسم ازدواج همراه آزیتا سالن عروسی و آرایشگاه را انتخاب کردیم.
مراسم ازدواجمان در شب عید غدیر خم برگزار شد اما وقتی وارد تالار شدم دیدم که برادرهای همسرم در سالن نیستند و خانواده همسرم نیز حرف های توهین آمیزی را به من می زدند و از سالن عروسی، لباس عروس و داماد، میوه و غذا شکایت می کردند.
چون نمی خواستم مراسم خراب شود سکوت کردم تا اینکه پس از شام خانواده ام متوجه جو ناآرام بیرون از تالار عروسی شدند و ابتدا مانع بیرون رفتن من شدند که ناگهان صدای همسرم را شنیدم که می گفت نمی خواهم بیایم و می خواهم در کنار همسرم باشم.
وقتی از سالن خارج شدم دیدم برادرزن هایم آزیتا را به زور سوار بر خودرویشان کرده و پا به فرار گذاشتند و از همان لحظه هر چه به آنها زنگ می زنم کسی پاسخی نمی دهند.
بنا به این گزارش، بازپرس مرشدلو در این مرحله دستور داد تا تیمی از ماموران پلیس آگاهی تهران برای رهایی نوعروس جوان وارد عمل شوند و تحقیقات تکمیلی ادامه دارد.


جدیدترین مطالب

امروز شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵

نظرات

  1. میلاد از خوزستان می‌گه:

    واقعا شرم اوره… خانواده عروس باید خجالت بکشند…. توی خوزستان در بعضی از خانواده . افراد نزدیک عروس مثل برادر ها و پدر عروس .درمراسم عروسی دخترشان شرکت نمیکنند چون بخاطر عقایدشون روشون نمیشه توی چشم خانواده داماد نگاه کنند…
    حالا اینجا میان عروس رو میدزدند… که چی؟ چیو میخواستن ثابت کنند. . پس ابرویی نداشتند؟؟؟؟
    خجالت بکشند…
    زندگی دختر خودشونو خراب کردند

    • میلاد از خوزستان می‌گه:

      شرمم میاد این حرفو بزنم. ولی این حرکت به این معنی است که برادراش میخوان شب باش بخوابند. تا شوهرش… خجالت بکشند