پیام سلام مجله آموزشی سرگرمی سینمایی > خواندني ها > نقاط ضعف و قوت مجرد ماندن

نقاط ضعف و قوت مجرد ماندن

خواندني ها | ۱۱ مرداد۱۳۹۷ | 47 بازدید | نظرات

خیلی از خانم‌ها تصمیم می‌گیرند با وجود ترس از تنهایی مجرد باقی بمانند. احساس تنهایی کردن یا گهگاه از تنهایی ترسیدن امری طبیعی است. مجرد ماندن نباید تداعی منفی در ذهن ایجاد کند چون نوعی از زندگی است؛ یک زندگی با مسئولیت‌ها و افت و خیزهای خودش، با روزهای خوب و بد و با موفقیت‌ها و شکست‌ها. درست مانند هر چیز دیگری در زندگی مجرد ماندن هم نقاط ضعف و قوت خودش را دارد اما در این مطلب می‌خواهیم بگوییم تصمیم به مجرد ماندن گرفتن لزوما بد نیست.

برای برخی از افراد، مجرد بودن به شدت مخرب و حتی افسرده کننده است و برای برخی دیگر متاهل بودن و البته برای هر دو گروه، افتادن در دام ازدواج‌های ناهماهنگ که بطور روزانه آنها را در معرض تخریب و حتی اختلالات جسمی‌‌و روانی قرار می‌‌دهد‌.

به شما آزادی می‌دهد

گاهی بودن در یک رابطه می‌تواند آزادی‌هایی را که دوست دارید به شما بدهد اما فشارهای ناشی از قرار گرفتن در کنار یک نفر دیگر می‌تواند همراه با تمام مسئولیت‌هایش آزادی شما را نیز سلب کند. به هر حال اگر هنوز آمادگی قبول مسئولیت و بودن در کنار یک نفر دیگر را ندارید از آزادی‌تان به خوبی استفاده کنید؛ با هنر سرگرم شوید، به ورزش مورد علاقه‌تان بپردازید یا به جاهایی سفر کنید که همیشه دوست داشتید ببینید و یا مهارت‌های فردی‌تان را تقویت کنید. هر انتخابی که می‌کنید چیزی باشد که توانمندی‌ها و خلاقیت‌تان را به رخ بکشد و این آزادی را به شما بدهد که خودتان را به شیوه‌ای درست مطرح کنید.

توصیه می‌کنیم مجرد بودن خود را دوست داشته باشید؛‌ چه انتخاب‌تان باشد و چه از روی اجبار. کارهای زیادی وجود دارد که می‌توانید در این دوران انجام دهید. چیزهای جدید را تجربه کنید و کیفیت زندگی‌تان را بالا ببرید.

photo نقاط ضعف و قوت مجرد ماندن

اعتماد بنفس از دست رفته‌تان برمی‌گردد

بعد از اینکه از ازدواج یا رابطه‌تان مدتی گذشت ممکن است بخشی از اعتماد بنفس خود را از دست بدهید، مخصوصا اگر رابطه‌تان سمی باشد. آیا نسبت به قبل خیلی منفی باف و تلخ شده‌اید؟ اگر چنین است پس پرچم قرمزی است که اعلام می‌کند اعتماد بنفس‌تان آسیب دیده. اگر اجازه دهید افکار منفی در ذهن‌تان افکار مثبت را بیرون برانند زمانی نه چندان دور می‌بینید که توسط تلخی‌ها و احساس بی‌عدالتی نسبت به خودتان بلعیده شده‌اید. یا ممکن است در سالهای اولیه جوانی درگیر یک شکست عشقی شده باشید و اعتماد بنفس‌تان لطمه خورده باشد، با مجرد ماندن و مستقل و متکی به خود شدن می‌توانید اعتماد بنفس از دست رفته‌تان را کسب کنید و امید را دوباره به قلب‌تان برگردانید. در چنین شرایطی بهتر می‌توانید تصمیم بگیرید آیا می‌خواهید به مجرد ماندن ادامه دهید یا اینکه با درایت و درس از گذشته، فرد مناسبی را برای زندگی مشترک انتخاب کنید.

ایمان و اعتقادتان قوی‌‌تر می‌شود

از دوران مجردی برای تقویت روحی و معنوی خود استفاده کنید. سعی کنید به یک خود شناسی نسبی برسید و درک کنید که شما شاهکار خلقتید و خداوند شما را اشرف مخلوقات خود دانسته است. وقتی تنها و مجرد هستید زمان بیشتری برای رسیدگی به خود و تغذیه‌ی زندگی روحی و معنوی خود دارید که بیشتر از هر رابطه‌ی دیگری دوام خواهد داشت! ممکن است اراده به تنهایی کافی نباشد؛ به خداوند توکل کنید و از او بخواهید با حمایت و راهنمایی‌اش در این مسیر کمک‌تان کند.

زخم‌های گذشته‌تان التیام می‌یابد

روابط اگر سالم نباشند می‌توانند آسیب‌های زیاد به ما وارد کنند. ممکن است در گذشته کسی در زندگی شما بوده که با ضربه‌ی عاطفی که به شما زده موجب بی‌اعتمادی شما به دیگران شده باشد. لازم است دوره‌ای را تنها بمانید تا التیام پیدا کنید و با تمرکز روی خودتان این پروسه را پشت سر بگذارید. ترمیم زخم‌های گذشته از شما انسان قوی‌تری می‌سازد و اگر قصد دوباره عاشق شدن داشته باشید کمک‌تان می‌کند با دید بازتری عمل کنید. برگشتن دوباره‌ی حس اعتماد به دیگران در تمام روابطی که دارید کمک‌تان خواهد کرد. دوران مجرد ماندن شما فرصتی است که بدون عجله می‌توانید خود ِ کامل‌تان بشوید زیرا با زخم‌های عاطفی و روحی‌تان مواجه شده‌اید نه اینکه با چسب زخم آنها را مخفی کرده باشید.

قوی‌تر می‌شوید

امروزه تلقی درستی از مجرد بودن وجود ندارد و آن را سالم نمی‌دانند. اما این باور اشتباه است. در واقع یک مشکل فرهنگی جدی در مورد تنهایی و تجرد وجود دارد. در جامعه‌ی امروز این امکان وجود دارد که آدمها مجرد نباشند اما احساس تنهایی و انزوا کنند. احساس تنهایی کردن چیزی است که ممکن است در کنار یک نفر دیگر هم بروز کند. مهم این است که از نظر روحی و عاطفی مجهز باشید و بتوانید اوقات تنهایی خود را به خوبی پیش ببرید. اگر بتوانید چنین کاری بکنید، قوی‌تر و تواناتر خواهید شد.

 

خود واقعی‌تان باقی می‌مانید

وقتی در یک رابطه هستید ممکن است بخشی از خودتان را از دست بدهید زیرا الویت‌ها به سمت طرف مقابل سوق پیدا می‌کند. این مسئله هیچ ایرادی ندارد چون باید روی همسرتان سرمایه گذاری کنید. اما اگر تمرکزتان فقط روی رابطه‌‌تان باشد هدف‌های شخصی‌تان را ممکن است نادیده بگیرید. اگر برای رابطه‌تان بیش از حد وقت و توجه و انرژی صرف کنید و تمام الویت‌های شما معطوف طرف مقابل‌تان شود، دیگر فرصتی برای پرداختن به هدف‌های فردی و پرورش مهارت‌های خودتان باقی نمی‌ماند. اما اگر مجرد ماندن را انتخاب کنید چنین اتفاقی دامنگیرتان نخواهد شد.

کمک‌تان می‌کند فرد مناسب را برای ازدواج پیدا کنید

اگر هم قصد ازدواج دارید و نمی‌خواهید تمام عمرتان را مجرد باقی بمانید بهتر است دورانی را به صورت مجرد و مستقل بگذرانید و به جای اینکه با تلقین احساس تنهایی خودتان را عذاب دهید، افکارتان را با امید و هوشمندی به شیوه‌ای متفاوت تنظیم کنید. اگر لازم است افکار و هیجانات خود را بنویسید این کار را بکنید و بگذارید تنش‌ها و اضطراب‌ها در زمانی که احساس تنهایی و پوچ بودن می‌کنید به طرز شگفت انگیزی تخلیه شوند. معمولا خانم‌ها بعد از سی سالگی ترس‌شان شروع می‌شود زیرا نگران این هستند که مبادا برای ازدواج و بچه دار شدن خیلی دیر شود. اما این طرز فکر می‌تواند باعث شود احساس ناامیدی کنید و کسی را برای ازدواج انتخاب کنید که مناسب شما نیست. آدم مناسب شما کمک‌تان خواهد کرد که رشد کنید. پس مجرد ماندن این حُسن را هم دارد که با گذشتن از مراحل پُرپیچ و خم سالهای اولیه‌ی جوانی و کسب تجربیات به دردبخور، شاید کمی دیرتر اما فرد مناسبی را برای ادامه‌ی زندگی‌تان انتخاب کنید.

مجرد بودن برای چه کسانی بهتر است؟
گرچه مجرد ماندن، برای بیشتر افراد ، چندان مناسب نیست اما برخی افراد، به دلیل داشتن برخی ویژگی‌ها و اختلالات بهتر است تا قبل از این که درمان شوند مجرد بمانند‌. برای مثال برخی افراد هستند که به خاطر نوع شخصیت خود (که روانشناسان به آنها شخصیت اسکیزوئیدى مى‏گویند)، طورى در ازدواج ظاهر مى‏شوند که به خود و دیگران آسیب‌های جدی وارد می‌‌آورند‌. البته به دلیل آسیب‏هاى جدى دوران کودکى این افراد، نمى‏خواهم آنها را به خاطر این ویژگى‏هایشان مقصر بدانم، اما به هر حال مى‏توان گفت که مجرد ماندنشان سود و منفعت بیشتری دارد.

غیر از این دسته، گروه‏هاى دیگرى هم هستند که به دلایل مختلف ازدواج کردن به صلاحشان نیست. چون قرار گرفتن در روابط نزدیک و صمیمى باعث مى‏شود نه تنها به همسر و فرزند، که حتى بیشتر به خودشان آسیب بزنند و گاهى هم پختگى لازم، آمادگى یا رشد کافى براى ورود به تجربه ازدواج را ندارند. این افراد، یا همان‏هایى هستند که به زعم روانشناسان و محققان، از رابطه صمیمانه فرارى‏اند و می‏ترسند صمیمیت و نزدیکى با کسى داشته باشند و یا وقتى در داخل رابطه‏اى قرار مى‏گیرند انگیزه‏هاى ناخودآگاه، آنها را به سمت آسیب زدن به خود، یا طرف مقابل سوق مى‏دهد. حتماً اصطلاحات سادیسم و مازوخیسم را شنیده‏اید که به معناى دیگر آزار یا خودآزارند. البته من در اینجا، به دنبال توضیح و تشریح معناى واژه ‏هاى روانشناختى نیستم، اما می‏خواهم اشاره ‏اى به اختلال‏هایى داشته باشم که حداقل در تجرد و تنهایى تخریب کمترى را متوجه خود و اطرافیان دارند و ماهیت آنها به گونه ‏اى است که آسیب‏هاى جدى به دیگران و خصوصاً به نزدیکان فرد وارد مى ‏آورند.

براى مثال افرادى که دیگران و خصوصاً همسر خود را به شدت کتک مى‏زنند یا انواع خشونت‏هاى جسمانى – روانى را در مورد آنها اعمال مى‏کنند، همچنین کسانى که فرزندان خود را بدون احساس گناه یا ناراحتى، با شدت زیاد جلوى چشم دیگران یا در خفا به باد کتک و ضرب و شتم یا تحقیر شدید مى‏گیرند از این دسته ‏اند. حتى افرادى که به ظاهر آرام و مهربانند اما همسر و فرزندان و نزدیکان آنها هرگز در آنها نشانه‏اى از محبت حقیقى، همدلى یا دلسوزى نمى‏بینند یا کسانى که ناخوآگاه تا جایى که مى‏توانند خود را از نظر عاطفى از فرزند و همسر دور نگه مى ‏دارند و اصلا حاضر نیستند با آنها و با مسائل، مشکلات و حتى شادى ‏هاى آنها قاطى شوند، و تعامل و تبادل احساسى عاطفى و کلامى داشته باشند از این دسته ‏اند، و بالاخره کسانى که وقتى جر و بحث، مشاجره، مشکل یا بحرانى پیش مى ‏آید به شدت به خود آسیب مى‏زنند، مثلاً خود را مى ‏زنند، با تیغ یا چاقو زخمى مى‏کنند، دست، پا یا انگشتان خود را مى ‏شکنند و حتى دست به خودکشى، خودسوزى و نظایر اینها مى ‏زنند در زمره افرادى هستند که درگیر اختلالات روانى نظیر سادیسم، اختلالات اسکیزوئیدى، مازوخیسم و نظایر اینهایند و برقرارى روابط نزدیک، براى خود آنها یا اطرافیانشان، مضر و حتى خطرناک است.

تحقیقات و بررسى ‏ها نشان مى‏دهد غیر از دسته ‏هایى که ذکر شد افراد معمولى ‏تر هم که در برقرارى رابطه و مهم‏تر از آن، در همذات‏پندارى (یعنى خود را به جاى طرف مقابل گذاشتن و مثل او فکر کردن) با طرف مقابل، ضعف جدى دارند یا کاملاً ناتوانند، بهتر است با احتیاط بیشترى به سراغ ازدواج بروند، چون برقرارى و سیالیت ارتباط و توانایى همذات پندارى و همذات‏گرى و خود را به جاى دیگران گذاشتن و از نگاه آنها دنیا را دیدن، از ملزومات اولیه ازدواج است و اگر طرفین قادر به ایجاد و برقرارى چنین رابطه عمیق و همدلانه‏اى نباشند حتى اگر زیر یک سقف هم باشند و از زوایایى (مانند زاویه جنسى، یا تعاملات مالى یا…) ارتباط برقرار کنند، اما در واقع مجردند و بودن آنها در کنار هم و زندگى با همدیگر، محصولى (معنوى) ندارد.
از بیماران حاد و جدى ‏تر جسمى و روانى هم نمى‏ گویم چون تکلیف‌شان معلوم است و بسیار بسیار بعید به نظر مى‏رسد که بتوانند وارد روابط موفق زناشویى شوند.

متاسفانه افراد زیادی وجود دارند که به دلیل ترس و هراس از تجرد، رابطه‌ای رقت‌انگیز و حتی آمیخته با سوءرفتار و سوءاستفاده را ادامه می‌دهند و به طرف مقابل انواع باج‌ها را می‌‌دهند تا با آنها بماند ! بدیهی است که چنین ماندنی نمی‌‌تواند از سر شوق و محبت باشد و به‌ تدریج رابطه‌ یک طرفه شده و مبدل به معامله ای می‌‌شود که باعث سقوط‌یکی از طرفین‌یا هر دو آنها خواهد شد‌.

متأسفانه عواملی مانند ترس از مشکلات مالی، نداشتن اعتماد به نفس در پیداکردن همسر ، شرمندگی از دربه‌دری و از دست‌دادن پایگاه اجتماعی است که باعث می‌شود فرد‌یک عمر به رابطه‌ای ناخوشایند و حتی خطرناک تن بدهد. بنابراین اگر شما هم جزو این دسته از افراد هستید لااقل قبل از آن که وارد ارتباط شوید از خود بپرسید چرا می‌‌خواهم به تجرد خود پایان بدهم‌؟ چرا از مجرد بودن می‌‌ترسم‌؟ چرا می‌‌خواهم به هر نحوی شده، هر خواری و خفتی را تحمل کنم اما مجرد نمانم‌؟

برخی از دلایلی که افراد برای ترس خود از تجرد بیان می‌‌کنند به شرح زیر هستند :
ترس از این که خانواده‌ یا اجتماع مرا طرد کنند‌.
ترس از تنهایی و تنها ماندن تا پایان عمر
ترس از این که آبرویم نزد همسن و سال‌هایم برود‌.
ترس از اداره کردن مالی زندگی
ترس از این که اطرافیان برچسب‌هایی بر من بزنند‌.
ترس از این که مزاحم ازدواج خواهر‌یا برادر‌های بعدی‌ام باشم‌.
ترس از کم شدن معاشرت‌ها
عدم تحمل کم پولی
فشار خانواده‌ها و اطرافیان
بالاتر رفتن سن و سال
محرومیت از برخی امکانات اجتماعی مانند وام‌ها و‌…

همانطور که ملاحظه می‌‌کنید بسیاری از ترس‌های مرتبط با تجرد، در اثر شرطی شدگی و برخی هنجارهای تحمیلی هستند، و ترس‌های واقعی محسوب نمی‌‌شوند و در نتیجه نمی‌‌توانند دلایل واقعی برای ازدواج تلقی شوند ‌. دلایل واقعی برای ازدواج عبارتند از نیاز ریشه دار ( نه مقطعی و گذرا) به همدلی و محبت‌. نیازهای جنسی خودانگیخته ( نه با تحریک محرک‌های محیطی)، نیاز ماندگار به داشتن جفت و زندگی مشترک ( نه برای چشم و هم چشمی) و نیز پیدا کردن کسی است که می‌‌تواند همسر مناسب و هماهنگی برای ما باشد‌. بدیهی است که اگر تنها از روی ترس و اضطراب تن به ازدواج بدهیم، همیشه مانند برده‌ طرف مقابل خواهیم ماند. چون طرف مقابل به راحتی در می‌‌یابد که ما حاضریم تن به هر ذلتی بدهیم اما مجرد نشویم ‌یا مجرد نمانیم. او به راحتی متوجه می‌‌شود که انتخاب ما انتخابی آزادانه نیست‌. بلکه انتخابی است از سر ترس، کمبود اعتماد به نفس و کمبود خود کفایی. بنابراین آگاهانه‌یا ناخودآگاه، به نسبت‌های مختلف ما را مورد بهره‌کشی و آزارهای ناشی از آن قرار می‌‌دهد‌.

برخی نکات مهم برای مجردها
از برقرار‌کردن روابط ناموفق و نافرجام اجتناب کنید و مراقب گزینه‌های نامناسبی که به شما پیشنهاد می‌شود ‌یا شما به دیگران پیشنهاد می‌کنید، باشید. در این میان (گزینه‌ها)‌ افرادی می‌توانند اهل بدرفتاری باشند‌یا جزو کسانی باشند که نمی‌توانند‌یا نمی‌خواهند دنبال تعهد واقعی باشند. خود را فریب ندهید‌.
از آمادگی احساسی و هیجانی خود مطمئن شوید. اگر از قبل روابطی داشته‌اید که هنوز با آنها مشغله ذهنی دارید، پس هنوز برای‌یک رابطه ماندگار آماده نیستید. همچنین بدانید در هر مقطعی از زندگی‌یک نفر هست که به شما علاقه‌مند شود و به شما نیاز بیشتری داشته باشد تا شما به او. نباید فقط صرف نیاز طرف مقابل «درگیر» رابطه با وی شوید.

بر معیارها و ارزش‌های اصلی خود تمرکز کنید. به صفات، خصوصیات و رفتارهایی که طرف مقابل‌تان حتما باید داشته باشد فکر کنید. شاید صداقت، وفاداری،‌ قابل اعتماد بودن، دلسوزی و شوخ‌طبعی برای شما ارزشمند باشد.
ببینید آیا واقعا به‌ یک رابطه جدید نیاز دارید و رابطه جدیدی را می‌خواهید و از خود بپرسید اگر الان رابطه دلخواه خود را داشتم، اوضاع چه فرقی می‌کرد؟ سپس به واکنش‌تان در برابر این سوال فکر کنید.

هنگام مجردی هرگز این باور دردآور را که «راه‌ حلی ندارید» دنبال نکنید. وقتی به این باور غلط پناه می‌برید نه‌ تنها اوضاع بهتر نخواهد شد، بلکه رنج زیادی را به خود تحمیل می‌کنید، بخش بالغ ‌وجود شما می‌گوید شما بدون وجود دیگری نیز زنده خواهید ماند و به زندگی ادامه خواهید داد و اگر باورهای غلط خود را درباره تجرد کنار بگذارید؛ حتی خوشحال‌تر، قوی‌تر و کامرواتر نیز خواهید شد!

با همه‌ ی این توضیحات امیدوارم این تصور پیش نیاید که باید فرصت‏هاى رشد و تعالى را که توسط ازدواج فراهم مى ‏شود نادیده بگیریم. چون ازدواج هماهنگ و خوب، فرصتی است برای فرا رفتن از خود و کنار گذاشتن منیت و تمرین مؤثرى براى رشد روحی به حساب می‌‌آید و تاثیرات مثبت جسمانی، روانی و حتی روحی به دنبال دارد‌. اما ازدواج‌هـــای ناهماهنگ، و ازدواج‌هایی که ازروی ترس انجام می‌‌شود، متاسفانه، جز تخریب طرفین و افتادن در وادی طلاق نتیجه ای نخواهد داشت‌.


مطالب پربازدید

امروز چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷

نظرات