پیام سلام مجله آموزشی سرگرمی سینمایی > خواندني ها > قستهایی خواندنی از زیباترین کتابهای دنیا

قستهایی خواندنی از زیباترین کتابهای دنیا

خواندني ها | ۸ خرداد۱۳۹۵ | 1512 بازدید | نظرات

شانزده سالم بود که پول تو جیبی و کادوی تولد و عیدی های دو سالم را جمع کردم گیتار برقی بخرم.  بابا اجازه نداد، خیلی اصرار کردم قبول کرد.
گیتار و یک امپلی فایر کوچک خریدم.
همه ی تهران را گشتم تا معلم گیتار زن پیدا کنم، پیدا نشد.
بابا اجازه نداد پیش معلم مرد بروم. خودم تمرین میکردم. فایده نداشت. سیم های گیتار خیلی سفت بود،دستم را درد می آورد. نمیتوانستم کوک اش کنم. صدایش بلند بود و خانواده را اذیت میکرد. نا امید شدم…
دوسال گذشت گیتار کنار اتاق ماند و خاک خورد. برایش مشتری پیدا شد. به اصرار مامان و بابا فروختم اش،مامان گفت پول گیتار را دست بند طلا بخر و نگه دار،برایت بماند.
دست بند را هنوز دارم حتی بعد از ازدواج که برای خرید خانه همه طلاهایم را فروختم . نگه اش داشتم. همیشه هم دستم است.
گاهی دختر دوساله و نیمه ام سرش را روی میگذارد و لبخند میزند میگوید:مامان،چرا از دستت صدای آهنگ می آد؟؟!

#از_کتاب_کفش_هایت_را_جفت_کن.


روی ماه خداوند را ببوس-مصطفی مستور

خداوند برای هرکس همونقدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره.این یک رابطه دو طرفه است.خداوند بعضی ها نمیتونه حتی یه شغل ساده برای مومنش دست و پا کنه؛یا زکام ساده ای رو بهبود بده.چون مومن به چنین خداوندی توقعش از خداوندش این مقدار بیشتر نیست.خداوند آن شبانی که با موسی مجادله می کرد،البته با خداوند موسی . ابراهیم هم سنگ نیست.و خداوند ابراهیمی که از شدت ایمان در آتش میره یا تیغ بر گلوی فرزندش میکشه.البته که از خداوند آن شبان بزرگتر و قوی تره.اما حتی چنین خداوندی هم در برابر خداوند علی به طرز غریبی کوچیکه.اگه ابراهیم برای تکمیل ایمانش محتاج معجزه ی بازسازی قیامت بر روی زمین بود یا موسی محتاج تجلی خداوند بر طوره،علی لحظه ای در توانایی و اقتدار خداوندش تردید نکردو همواره میگفت که اگی پرده ها برچیده شود؛ذره ای بر ایمان او افزوده نخواهد شد.خداوند علی بی شک بزرگترین خداوندی است که میتونه وجود داشته باشه.ما اگه بتونیم تنها به گوشه ای از دامن علی چنگ بیندازیم رستگار شده ایم.اما برای کسی که ایمان نداره،متاسفانه خداوندی هم وجود نداره.


ما را مثل عقرب بار آورده اند؛مثل عقرب!
ما مردم صبح که سر از بالین ورمی داریم تا شب که سر مرگمان را می گذاریم، مدام همدیگر را می گزیم. بخیلیم؛بخیل! خوشمان می آید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم؛ خوشمان می آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم.
اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را می جود. تنگ نظریم ما مردم. تنگ نظر و بخیل. بخیل و بدخواه. وقتی می بینیم دیگری سر گرسنه زمین می گذارد، انگار خیال ما راحت تر است.وقتی می بینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه خاطر جمعی ما هست. انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داریم!

کلیدر – محمود دولت آبادی


تمام دلخوشی دنیای من به این است که ندانی و دوستت بدارم!
وقتی میفهمی و میرانی ام چیزی درون دلم فرو میریزد … چیزی شبیه غرور!

بابا لنگ دراز عزیزم لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم … بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند … نمیگذارم … نمیخواهم …!

بابا لنگ درازِ من همین که هستی دوستت دارم … حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم!

بابا لنگ دراز

جین وبستر


می توان…

در ازدواجی ده سال مجرد بود..

می توان…

ساعت ها بدون بیان کلمه ای صحبت کرد..

می توان…

با تمام دنیا خوابید و باکره بود..

غیرمنتظره _ کریستین بوبن


من از اتفاق های بین مان می ترسم. همین چیزهایی که تو فکر می کنی بی اهمیت هستند…
همین نگاه های سر سری تو…
لعنتی… اینها چیزهایی که هستند که به راحتی می توانند من را عاشق کنند!

بخشی از کتاب «مکالمه ی غیر حضوری»

نویسنده: علیرضا اسفندیاری


بعضی‌ها این جوری‌اند

وقتی یک نیش می‌خورند فکر می‌کنند اگه دیگران هم نیش بخورند

درد اون‌ها کمتر می‌شه…

چوب به دست‌های ورزیل – غلامحسین ساعدی


مطالب پربازدید

امروز دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹

نظرات