پیام سلام مجله آموزشی سرگرمی سینمایی > خواندني ها > تحلیلی بر آرایش انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری

تحلیلی بر آرایش انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری

خواندني ها | ۱ اردیبهشت۱۳۹۶ | 245 بازدید | نظرات

انتخابات ریاست جمهوری، با اعلام ۶ نامزد “احراز صلاحیت شده”، وارد مرحله نیمه نهایی شد تا در روز ۲۹ اردیبهشت، ایران آخرین رئیس جمهور قرن جاری خورشیدی را بشناسد و تا سال ۱۴۰۰، کلید ریاست جمهوری را به او بسپارد.

در این انتخابات، از دو جریان اصلی سیاسی کشور، نمایندگانی هر چند نه تام و تمام، وجود دارند:

مصطفی میر سلیم ، نماینده راست سنتی در انتخابات ریاست جمهوری است. “مؤتلفه اسلامی” به عنوان یکی از قدیمی ترین و ریشه دارترین احزاب ایران شناخته می شود. معروف ترین چهره این حزب،  مرحوم حبیب الله عسگراولادی بود که در آبان ۱۳۹۲ درگذشت و اینک با کاندیداتوری میرسلیم، بار دیگر این حزب در صدد مطرح کردن خود است. به بیان دیگر، میر سلیم چه رأی بیاورد (که شواهد خلاف این است) و چه نیاورد، حضور کاندیدایی از مؤتلفه، به معنای احیای سیاسی این حزب قدیمی است که بسیاری از نیروهای اصیل مذهبی، همچنان بدان اعتماد دارند.

محمد باقر قالیباف که سومین نامزدی خود در انتخابات ریاست جمهوری را تجربه می کند، نماینده راست میانه محسوب می شود. او رکورددار حضور در شهرداری تهران به عنوان شهردار است و پیش از اولین کاندیداتوری ناکامش در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴، به عنوان یک چهره نظامی شناخته می شد که در نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی انتظامی، تیپ امام رضا(ع) و لشکر ۵ نصر خراسان فرماندهی کرده است و سپس رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز شد و نهایتاً به شهرداری تهران رسید.

سید ابراهیم رئیسی نیز جناح انقلابی جریان راست را در این انتخابات نمایندگی می کند. او از ابتدای جوانی وارد دستگاه قضایی شد. با حکم آیت الله محمد یزدی دادستان تهران شد، سپس ریاست سازمان بازرسی کل کشور را بر عهده گرفت، به مدت یک دهه معاون اول قوه قضاییه شد و تا سال ۱۳۹۴ که با حکم رهبر معظم انقلاب، عهده دار تولیت آستان قدس رضوی شد، دادستان کل کشور بود و هم اینک نیز دادستان ویژه روحانیت است. جریان های انقلابی از او که داماد آیت الله علم الهدی، امام جمعه مشهد است، حمایت می کنند.

بدین ترتیب، طیف های مختلف جناح راست، در این انتخابات نماینده دارند ولی از جناح مقابل نیز که همانند جناح راست، سه کاندیدای تأیید صلاحیت شده است، اصلاح طلبان میانه در انتخابات حضور دارند و سنتی ها و رادیکال ها، غائب صحنه اند.

photo تحلیلی بر آرایش انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری

حسن روحانی، رئیس جمهور کنونی ایران، کاندیدای اصلی این جریان است و معاونشاسحاق جهانگیری نیز با هماهنگی او به میدان آمده است و آن طور که گفته اند قرار نیست تا پایان بماند.

در این میان، مصطفی هاشمی طبا نیز به عنوان یک چهره میانه روی اصلاح طلب که البته در سپهر سیاسی ایران، سال هاست حضور ندارد، تأیید صلاحیت شده است.
او در دولت های مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی و اصلاحات، رئیس سازمان تربیت بدنی بود و در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۰نیز یکی از کاندیداها بود که البته نفر آخر شد. او پیشتر درباره روحانی گفته بود: “هرچه توفیق روحانی در دولت بیشتر شود برای جریان اعتدال بهتر خواهد بود.”

با این حال معلوم نیست که هاشمی طبا تا آخر در صحنه خواهد ماند یا علاوه بر رأی نیاوردن خود – که بسیار محتمل است – از آرای روحانی خواهد کاست. از این رو، عده ای بر این باورند که هاشمی طبا کاندیدا شده است تا جریان کارگزاران بتواند از روحانی سهم خواهی کند، تحلیلی که درستی یا نادرستی آن به زودی عیان خواهد شد.

با این اوصاف می توان گفت که رقابت های انتخاباتی بیشتر حول و حوش سه نام خواهد چرخید: “روحانی، رئیسی و قالیباف” ؛ چرا که جهانگیری قطعاً و هاشمی طبا احتمالاً بعد از مناظره ها انصراف خواهند داد. میر سلیم اگر انصراف ندهد ، تنها رأی جریان مذهبی و اصیل جناح راست سنتی را خواهد داشت که هر چند برای احیای مؤتلفه بسیار حائز اهمیت است ولی قطعاً برای رسیدن به پاستور ناکافی است.

روحانی، به عنوان رئیس جمهور مستقر و نماینده جریان اصلاح و اعتدال، تا آخر می ماند.

رئیسی که گزینه نهایی ائتلاف اکثر نیروهای اصولگرا (جمنا) است، اگر کنار برود به معنای شکست این جریان و پنیه شدن آن همه نشست و برخاست های انتخاباتی است.
همچنین کنار رفتن رئیسی بدین معناست که جریان راست انقلابی برای اولین بار در انتخابات غائب است که پدیده ای نامطلوب و خطرناک برای آینده سیاسی این جریان به شمار می رود.

محمد باقر قالیباف که پیش از این و بعد از اجماع “جمنا” بر روی رئیسی، طی بیانیه ای تصریح کرده بود که کاندیدا نمی شود، خواهد کوشید رئیسی را متقاعد کند که در قیاس با خودش، رأی کمتری دارد تا او به نفع قالیباف کنار برود.
نظر سنجی ها نیز تا کنون نشان می دهد قالیباف، شناخته شده تر و مقبول تر از رئیسی است ولی ائتلاف اصولگرایان، رئیسی را برگزیده و از قالیباف انتطار دارد که آرای خود را به سبد رئیسی هدایت کند و از گود رقابت ها خارج شود؛ امری که برای قالیباف که دو بار در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورده، بسیار سخت و گران خواهد آمد.
برعکس اگر قالیباف بماند و رأی بیاورد خواهد توانست این ادعا را بکند که وامدار جریان اصولگرا نیست چرا که آنها رئیسی را برگزیده بودند و قالیباف، شخصاً پا به میدان رقابت ها گذاشت.

با چنین تصویری، اینک سوت آغاز رقابت دمیده شده است و حال نوبت مردم ایران است که کدام چهره را راهی ریاست جمهوری کنند و اداره دولت را به او بسپارند:
حسن روحانی؛ شیخ دیپلمات
ابراهیم رئیسی؛ قاضی پرسابقه
محمد باقر قالیباف؛ سردار دکتر خلبان
اسحاق جهانگیری؛ معاون بی ادعا
مصطفی میر سلیم؛ مهندس سنتی
مصطفی هاشمی طبا؛ قدیمی ناگهان پدیدار شده

۲۹ اردیبهشت، بسیار نزدیک است، روزی که سنگ بنای حرکت ایران برای قرن آینده خورشیدی خواهد بود و فرزندان ایران سود و زیان انتخاب این روز را خواهند برد.

با اعلام اسامی ۶ نامزد نهایی و تأیید شده انتخابات ریاست جمهوری  بار دیگر ۵ ضلعی سیاسی ۹۲ شکل گرفته هر چند تفاوت هایی وجود دارد.

اضلاع این ۵ ضلعی از این قرارند: اصلاح طلبان، اعتدال گرایان، محافظه کاران سنتی، اصول گرایان انقلابی یا رادیکال و طیف قالیباف که تعابیری چون «جهادی» را برای خود به کار می برند.

بدین ترتیب که حسن روحانی و اسحاق جهانگیری به صورت مشترک هر دو ضلع اصلاح طلبان و اعتدال گرایان را نمایندگی می کنند. به عبارت دیگر هم روحانی نماینده هر دو ضلع است و هم جهانگیری و در نهایت این دو ضلع به یک ضلع تبدیل می شوند و یک نامزد می ماند و او حسن روحانی است.

با این حال از یک سو چنان که گفته شد مانند سال ۹۲ است و از جانب دیگر متفاوت.

در سال ۹۲ هم دو ضلع اصلاح طلبان و اعتدال گرایان حضور داشتند اما نه محمد رضا عارف نامزد تام و تمام اصلاح طلبان بود چرا که چهره های شاخص در زندان به سر می بردند یا مشکل ارتباط با مردم داشتند و نه حسن روحانی کاندیدای اول اعتدال گرایان به حساب می آمد زیرا همه نگاه ها به هاشمی رفسنجانی فقید بود و روحانی  جایگزین شد و نه قطعی بود که عارف به سود روحانی کنار می رود.

این بار اما حسن روحانی به مثابه یک اصلاح طلب تمام عیار مورد حمایت اصلاح طلبان است و با همان حدت و حرارت که از خاتمی ۸۰ حمایت می کردند از او دفاع می کنند و جهانگیری نیز نیامده که بماند. بنابر این دو ضلع اصلاح طلب و اعتدال گرا اگر چه به وضوح ترسیم شده ولی منطبق خواهند شد.

ضلع سوم محافظه کاران سنتی اند که در هیچ انتخاباتی برنده نیستند و خودشان هم می دانند بختی ندارند اما می آیند. این بار آنان با وضوح و صبغه (رنگ) بیشتر حزبی  حاضر شده اند و امید دارند سابقه و قدمت مصطفی میرسلیم وضعیت متفاوتی را برای آنان رقم زند.

حضور اینان بیش از آن که برای پیروزی باشد به قصد اعلام سابقه بود و این که معمران محافظه کار نمی توانند پشت سر نواصول گرایان قرار گیرند و بدین ترتیب مؤتلفه ای که با جامعتین ائتلاف می کرد زودتر از همه و با معرفی میرسلیم اعلام کرد صنمی با جمنا ندارد.

اصول گرایان عمل گرا که با نماد باقر قالیباف شناخته می شوند و خود را با تعبیر «مدیریت جهادی» معرفی می کنند بخت خود را برای بار سوم می آزمایند.

در سال ۸۴ قالیباف پایگاه خود را در طبقه متوسط شهری می جُست ولی در سال ۹۲ سراغ لایه های دیگر هم رفت و اکنون با شعار معیشت و به کارگیری الفاظ تند شاید می خواهد جای خالی احمدی نژاد را هم پر کند در حالی که احمدی نژادی ها تمایلی به او ندارند.

او از یک طرف مایل است به نامزد نهایی اصول گرایان بدل شود و از جانب دیگر شاید به سود سید ابراهیم رییسی کنار برود. به همین خاطر اگر از زبان او مواضع متناقض و لحن های متفاوت شنیدیم نباید تعجب کنیم. چرا که بازی برای او صفر و صدی شده و از یک طرف برای فتح پاستور می کوشد و از جانب دیگر به پاستور نرسد شهرداری هم از دست رفته است.

ضلع پنجم اما اصول گرایانی هستند که با دو صفت رادیکال یا انقلابی شناخته می شوند و این بار در حالی از سید ابراهیم رییسی به عنوان نماد یا نماینده آنان یاد می شود که هنوز خود تمایلی نشان نداده تنها با یک ضلع شناخته شود و شاید به امید چتر گسترده تر و شکل رسمی تر آمده باشد.

ضلع رادیکال/ انقلابی/ پایداری یا هرعنوان دیگر را در سال ۹۲ سعید جلیلی نمایندگی می کرد. ویژگی این طیف صراحت لهجه در مواضع سیاسی و مخالفت صریح با تعاملات جهانی و روند توسعه است و هنوزمشخص نیست آقای رییسی می خواهد یا مایل است همان ادبیات و مواضع را تکرار کند یا نه. خاصه این که «برجام» و توافق هسته ای اکنون سند رسمی و تعهد بین المللی است و اگر قرار بود به برجام حمله شود علیرضا زاکانی هم به آرایش نهایی راه می یافت.

اگر ۵ ضلعی اعتدال گرایان، اصلاح طلبان، محافظه کاران  سنتی، اصول گرایان انقلابی و طیف قالیباف  را در سال ۹۲ به ترتیب حسن روحانی، محمد رضا عارف، علی اکبر ولایتی، سعید جلیلی و طبعا باقر قالیباف نمایندگی می کردند و با حذف اسفندیار رحیم مشایی از گردونه، ۶ ضلعی تشکیل نشد این بار هم با حذف توأمان احمدی نژاد و بقایی باز هم به جای ۶ ضلعی شاهد ۵ ضلعی یی هستیم که قطعا یک ضلع آن و احتمالا یک ضلع دیگر کنار می رود و به مثلثی با سه ضلع اصلاح طلبان/ اعتدال گرایان (با نماد حسن روحانی)، محافظه کاران سنتی (با مصطفی میرسلیم) و اصول گرایان انقلابی با یکی از دو نماد ابراهیم رییسی و محمد باقر قالیباف تبدیل می شود.

در آرایش کنونی البته یک ضلع (احمدی نژاد) حذف شده و شاهد ۵ ضلعی به جای ۶ ضلعی هستیم.

این ۵ ضلعی به خاطر حمایت کامل اصلاح طلبان از حسن روحانی به ۴ ضلعی تبدیل می شود چون معاون اول بنای رقابت با رییس جمهور را ندارد و در طیف اصلاح طلبان تعریف می شود. اما این که از میان رییسی و قالیباف کدام می مانند هنوز روشن نیست.

البته به جز این ۵ کاندیدا نام مصطفی هاشمی طبا نیز به چشم می خورد اما به رغم پاره ای تصورات و پیشینه اکنون دیگر هیچ نسبتی با کارگزاران ندارد و حزبی که اسحاق جهانگیری را درعرصه دارد هاشمی طبا را به صحنه نمی فرستد.

او که در سال ۸۰ معاون رییس جمهور و رییس سازمان تربیت بدنی بود وارد رقابت با رییس خود (سید محمد خاتمی) شد در حالی که حزب متبوع (کارگزاران) از رییس جمهور اصلاح طلب حمایت می کرد.

بعد از اعلام اخراج از حزب هم اعلام کرد مدت هاست در جلسات کارگزاران شرکت نمی کند بنابراین حالا نیز هیچ نسبتی با کارگزاران ندارد و حضور او را می توان تنها در این قالب توضیح داد که در هر یک از انتخابات یکی دو نفر از چهره هایی که به صورت منفرد وارد شده (و دوست دارند با عنوان مستقل شناخته شوند) نیز سهمیه شورای نگهبان را دریافت می کنند و در کنار چند ضلعی سیاسی یک صندلی هم برای این گونه افراد در نظر گرفته می شود و هاشمی طبا هم در نهایت می تواند غرضی این انتخابات باشد.

حتی در سال ۸۸ که رقابت جدی تر از آن بود که ۵ ضلعی تشکیل شود باز هم نفر چهارمی بود و چون موضوع جدی تر بود چهارمی هم جدی تر به نظر می رسید.

در سال ۸۴ نیز که اصلاح طلبان با معین و کروبی و اعتدالی ها با هاشمی آمده بودند و محافظه کاران با لاریجانی و اصول گرایان رادیکال با احمدی نژاد و قالیبافی ها طبعا با قالیباف باز یک صندلی به خارج از اضلاع سیاسی اختصاص داشت: محسن مهر علیزاده. اگر چه در تشتت آرای اصلاحات نقش ایفا کرد.

در سال ۸۰ هم این اتفاق افتاد و در ۷۶ نیز سید رضا زواره ای خارج از اضلاع سیاسی حاضر بود.

حضور پر شور و گسترده مردم در هر انتخابات به تشکیل چند ضلعی سیاسی بستگی دارد و این اتفاق این بارهم رخ داده هر چند که حضور احمدی نژاد می توانست ۵ ضلعی را به ۶ ضلعی بدل کند اما تهدیداتی هم در بر داشت و از این رو کنار زده شد.

مطالبه رهبری انتخابات با سه ویژگی است: پرشور و با نشاط، سالم و با امنیت.

حضور احمدی نژاد اگر چه به شور انتخاباتی دامن می زد اما در نگاه ناظران احتمالا امنیت را به مخاطره می افکند یا فضا را غیر اخلاقی می کرد. ضمن این که به رغم ادعاهای خودش در بهترین حالت تنها یک ضلع از ۶ ضلع می توانست باشد نه یک قطب از دو قطب .

با این توصیفت می توان گفت اگر هاشمی طبا را (که در سال ۸۰ از قطب زاده سال ۵۸ هم کمتر رای آورد و در همان سال ۸۰ بر اختیار نداشتن رییس جمهوری تأکید کرد) در نظر نیاوریم آرایش ۹۶ یک ۵ ضلعی است که البته ۵ ضلعی نمی ماند و به مربع بدل می شود چون اصلاح طلبان و اعتدال گرایان قرار نیست با هم رقابت کنند و حسن روحانی ۹۶ تام و تمام وصریح و بی لکنت گفتمان اصلاح طلبی را نیز نمایندگی می کند.

اما این که ۴ ضلعی به مثلث تبدیل شود  بستگی به آن دارد که اصول گرایان به این نتیجه برسند که قالیباف را به انصراف به سود رییسی وادارند یا خود آقای رییسی ترجیح دهد از این پشتوانه سیاسی برای آینده استفاده وبه جای رقابت با دو ضلع اصلاح طلب و اعتدال گرا نقشی فراتر برای خود تعریف کند.

در حالت اول اگر قالیباف خود نخواهد کو همچو خاتمی که توانست عارف را قانع کند یا وادارد صحنه را ترک کند و اگر برود شهرداری تهران را نیز از کف داده است. ضمن این که دو قطبی روحانی – رییسی کسانی را که در سال ۹۲ رای ندادند به رای به روحانی سوق می دهد.

در حالت دوم دو قطبی روحانی – قالیباف به خود می گیرد. میر سلیم البته می ماند اما نقش او مانند هاشمی طبا خواهد شد. ضمن این که یادمان باشد احمدی نژادی ها هیچ علاقه ای به قالیباف ندارند و هر قدر هم الفاظ تند به کار برد و خود را نسبت به روحانی گستاخ نشان دهد تنها ضلع خود را نمایندگی می کند و پایگاه اجتماعی شهری را که در سال های ۸۴ و ۹۲ به آنها اتکا می کرد از دست می دهد.

با این که چند ضلعی سیاسی شاید برای کسانی که فارغ از علایق سیاسی رای می دهند جذاب نباشد اما شعارها فقط سیاسی نیست و همه دریافته اند ما هم با سیاست کار نداشته باشیم سیاست با ما کار دارد. در قیمت ارز، در نوع پوشش، در امکان رفتن یا نرفتن به کنسرت موسیقی، در فرصت ها شغلی، در نرم افزارهای پیام رسان موبایلی و حتی در ترکیب هیات مدیره باشگاه مورد علاقه فوتبال.

پس قصه فقط سیاسی نیست. کما این که روحانی از اقتصاد با نگاه جهانی، تعامل با دنیا، آزادی اعم از سیاسی و اجتماعی، سرمایه گذاری خارجی، محیط زیست و زندگی بهتر و «عادی سازی» می گوید و متقابلا اصول گرایان از اقتصاد و معیشت با این تفاوت که روحانی بهبود اقتصادی را در «عادی سازی» دنبال می کند و رقیب «عادی سازی» را با «انقلابی گری» در تعارض می بیند و معتقد است برای بهبود اقتصاد و معیشت نیاز نیست این همه برخروج از انزوا، رفع تحریم ها، گسترش وسایل ارتباطی و سرمایه گذاری خارجی تأکید کنیم.


همچنین بخوانید:

امروز دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶

نظرات