پیام سلام مجله آموزشی سرگرمی سینمایی > خواندني ها > بهترین اسم های دخترانه و پسرانه در ایران

بهترین اسم های دخترانه و پسرانه در ایران

خواندني ها | ۶ مرداد۱۳۹۷ | 327 بازدید | نظرات

در این مطلب یکصد اسم پرکاربرد دخترانه و پسرانه که در ایران بیشترین استفاده را دارد به ترتیب به شما معرفی میکنیم.اگر شما اسم پسر یا دخترتان را از این لیست انتخاب کنید از لحاظ روانشناسی به موفقیت او در آینده کمک زیادی کرده اید:

فهرست یکصد اسم محبوب دخترانه در ایران

۱. فاطمه

معنی فاطمه: رانده شده از آتش – زنی که بچه خود را از شیر گرفته باشد، نام دختر پیامبر(ص)

۲. زهرا

معنی زهرا: روشن و درخشان، (در اعلام) لقب حضرت فاطمه (س) دختر رسول اکرم (ص) فاطمه، روشن، درخشان، نام دختر پیامبر (ص)

۳. زینب

معنی زینب: درختی است خوش منظر و خوشبوی، پاکیزگی بشره

۴. مریم‌

معنی مریم: گل مریم،هر زن پارسا که حدیث مردان را دوست دارد

۵. مبینا

معنی مبینا: مبین، آشکار و واضح، روشنایی

۶. ستایش

معنی ستایش: آفرین، تحسین، تعریف، تقدیر، تمجید، ثنا، حمد، مدح، مدیح، مدیحه، مرحبا

۷. ریحانه

معنی ریحانه: گیاهی خوشبوی که در زمین نرم روید. دختر حسین خوارزمی است، که ابوریحان بیرونی کتابی را به نام وی تألیف کرده است

۸. نرگس‌

معنی نرگس: گلی سفید و کوچک و خوشبو، کنایه از چشم معشوق

۹. هستی

معنی هستی: بود، زندگی، کائنات، وجود، ثروت، دولت، مال، مکنت، نوا

۱۰. محدثه

معنی محدثه: محدثه یعنی زنی که برای او حدیث گفته میشود

۱۱. معصومه

معنی معصومه: پاک، بی گناه، با عصمت، عصمت پرست، پاک دامن

۱۲. نازنین‌ زهرا

معنی نازنین زهرا: زهرای دوست داشتنی زهرای عزیز و گرامی، زهرای زیبا و گرانمایه، جمع دو اسم نازنین و زهرا

۱۳. مهسا

معنی مهسا: مثل ماه، مانند ماه، (به مجاز) زیبا رو – مانند ماه، زیبا

۱۴. سارا

معنی سارا: خالص و صاف، بی غل و غش

۱۵. یسنا‌

نام جزء مهم اوستا است و این کلمه به معنی ستایش و حمد و جشن می آید و آن شامل هفتاد و دو فصل است. در اوستایی یسنه، به معنی پرستش و ستایش و نماز و جشن

۱۶. مائده

معنی مائده: سفره، سفره آسمانی – خوردنی، طعام، نام سوره ای در قرآن کریم

۱۷. مهدیه

معنی مهدیه: مؤنث مهدی، عروس

۱۸. هانیه

معنی هانیه: شادمان، خوشبخت – هانیه کنیه حضرت فاطمه(س)

۱۹. کوثر

معنی کوثر: نام چشمه ای در بهشت، نام سوره ای در قرآن کریم که یکی از شأن نزول های آن تولد حضرت فاطمه است

۲۰. فاطمه زهرا

معنی فاطمه زهرا: اسم ترکیبی از فاطمه و زهرا

۲۱. سارینا

معنی سارینا: پاک،خالص،مقدس،ریشه در ایران باستان نام یکی از شاهزادگان در عصر هخامنش

۲۲. ملیکا

معنی ملیکا: ملیکا از ملک گرفته شده ملک به معنی فرشته است بنابراین معنی ملیکا یعنی ملکه، پادشاه

۲۳. عسل

معنی عسل: انگبین، شهد

۲۴.رقیه

معنی رقیه: به معنی دعا، تعویذ، دختر امام حسین

۲۵. آتنا

معنی آتنا: مظهر اندیشه و هنر و دانش، نام الهه یونانی، دختر زئوس خدای خدایان

۲۶. حدیث

معنی حدیث: گفتار، سخن، سروا، گفت، داستان

۲۷. ثنا

معنی ثنا: تحسین، تمجید، حمد، سپاس، ستایش، مدح، مدیحه، مدیحه

۲۸. حلما

معنی حلما: بردباران، صبوران – به ضم ح، جمع حلیم، صبوران، دختران صبور

۲۹. فائزه

معنی فائزه: رستگار، زن رستگار – فایزه، نایل، رستگار

۳۰. پریا

معنی پریا: همانند پری – زیبا چون پری

۳۱. آیناز

معنی آیناز: ماه قشنگ و زیبا، (به مجاز) زیبارو – آی (ترکی) + ناز (فارسی) موجب فخر و مباهات ماه

۳۲. آیدا

معنی آیدا : گیاهی که کنار آب می روید – شاد، خوش

۳۳. یگانه

معنی یگانه: صمیمی، همدل، یک رنگ، بی همتا، بی نظیر، تنها، منحصر به فرد

۳۴. سحر

معنی سحر:  بامدادان، پگاه، سپیده دم، شبگیر، شفق، فلق

۳۵. اسرا

معنی اسرا: هفدهمین سورۀ قرآن کریم، به شب راه رفتن

۳۶. اسما

معنی اسما: نام ها، اسامی، معارف، حقایق

۳۷. هلیا

معنی هلیا: دختر ماه- دختر شب – خورشید

۳۸. نگین

معنی نگین: سنگ یا فلزی زینتی و معمولاً قیمتی که بر روی انگشتر، گوشواره، گردن بند و جز آنها کار می گذارند

۳۹. نیایش

معنی نیایش: آفرین، پرستش، دعا، سبحه، طاعت، عبادت، عبودیت، مناجات، نماز، ورد

۴۰. حدیثه

معنی حدیثه: سخن نو

۴۱. رها

معنی رها: خلاص، جدا، ازاد

۴۲. غزل

معنی غزل: شعر، عشقبازی،چامه، چکامه، سروده، ترانه

۴۳. الهه

معی الهه: اله، بت، رب النوع، صنم

۴۴. نگار

معنی نگار: بت، دلبر، دلداده، صنم، محبوب، معشوق، ول، یار، تصویر، تندیس، طرح، نقاشی، نقش

۴۵. نازنین

معنی نازنین:  دلربا، دوست داشتنی، زیبا، ظریف، قشنگ، گرامی، ناز، ناز آلود، نازپرورد، نازپرورده

۴۶. محیا

معنی محیا:  حیات، زندگی – زندگی، حیات

۴۷. الینا

معنی الینا: نعمت و فراوانی برای ما، باهوش و زرنگ

۴۸. باران

معنی باران: قطره های آبی که از ابر بر روی زمین میریزد، باریدن

۴۹. کیمیا

معنی کیمیا:  اکسیر، شیمی. ماده ای فرضی که به گمان قدما فلزاتی مانند مس و قلع را به طلا و نقره تبدیل می کند

۵۰. سوگند

معنی سوگند: حلف، قسم، یمین

۵۱. یاسمن

معنی یاسمن:  گلی زینتی با گلهای درشت و معطر به رنگهای سفید، زرد، و قرمز

۵۲. الناز

معنی الناز: ناز ترین یا محبوب ترین فرد یک قوم یا طایفه

۵۳. مهدیس

معنی مهدیس: مانند ماه، زیبارو ، شبیه ماه، بسیار زیبا و سفید

۵۴. صبا

معنی صبا: باد بهار، باد برین، نام یکی از شاخه های خنیاگری باستان

۵۵. کیانا

معنی کیانا: طبیعت، منسوب به کیان

۵۶. مرضیه

معنی مرضیه: کسی که خدا از او راضی باشد – پسندیده، مرضی

۵۷. النا

معنی النا: نورانی، النا به معنی عطا شده ی خداوند

۵۸.آیلین

معنی آیلین: به زیبایی و روشنی ماه

۵۹. فاطیما

معنی فاطیما: فاطیما لاتین شده نام فاطمه است که در لهجه لاتین فاطیما گفته می شود. فاطمه یعنی از آتش دور شده

۶۰. پریسا

معنی پریسا: افسونگر، زیبا مانند پری. کنایه از زنی زیبا روی است. مخفف پری افسانه ای در ایران باستان پریساتیس بوده است.

۶۱. لیلا

معنی لیلا: شب طولانی، لاله ی سرخی که به شکل جام است

۶۲. مینا

معنی مینا: آبگینه، شیشه، جام، جام می، لایه خارجی دندان، ترکیبی ازلاجورد و طلا، لعاب مخصوص، لعاب شیشه ای، شیشه شراب

 ۶۳: آوا

معنی آوا: آواز، بانگ، صدا، صلا، صوت، لحن، ندا، نغمه، نوا، آوازه، شهرت، صیت

۶۴. یلدا

معنی یلدا:  آخرین شب پاییز در نیم کره شمالی و بلندترین شب سال- تاریک و بلند یا تاریک و عمیق

۶۵. عاطفه

معنی عاطفه: مهر، مهربانی، مهرورزی

۶۶.دینا

معنی دینا:  داور، داوری، (در اوستایی) دین، انتقام یافته، (در اعلام) نام خواهر یوسف

۶۷. الهام

معنی الهام: مکاشفه، وحی، القا- در دل افکندن، فرتابی

۶۸. نیلوفر

معنی نیلوفر: گل های سفید، کبود و زرد رنگ گیاهی به همین نام که مصرف داروئی نیز دارد

۶۹. تینا

معنی تینا: به لفظ زند و پا زند گل سرخ است-  گِل

۷۰. بهار

معنی بهار:  بهاران، ربیع، نوبهار، شکوفه، بت خانه، بتکده

۷۱. نسترن

معنی نسترن: گلی شبیه رز به رنگهای صورتی، سفید و زرد از خانواده ی گل سرخ است، رخسار و بناگوش معشوق

۷۲. بیتا

معنی بیتا: ‎بی همتا، زیبا، بی لنگه – بی همتا، بی نظیر

۷۳. حانیه

معنی حانیه: شرین و تو دل برو – زنی که پس از مرگ همسرش به او وفادار می ماند و در کنار فرزندش به پرورش او همت می گمارد

۷۴. آرزو

معنی آرزو: آرمان، اشتیاق، امل، امید

۷۵. مهلا

معنی مهلا: آهسته- بی شتاب – دوستانه، آهسته

۷۶. مهشید

معنی مهشید: پرتو ماه، ماهتاب، + ماه شید – ماه روشن و درخشان، پرتو ماه

۷۷. ندا

معتی ندا: بانگ. فریاد. آواز. اعلان

۷۸. یاسمین

معنی یاسمین:  منسوب به یاسمین، یاس و مینا گلی به رنگهای سفید، زرد، و کبود

۷۹. حسنا

معنی حسنا: زن زیبا، زیبا

۸۰. سمیه

معنی سمیه:  صدای خوش، اوازی که در آن خیر باشد، نام مادر عمار یاسر که از اصحاب پیامبر (ص) بود

۸۱. راضیه

معنی راضیه: پسندیده، خوش، خشنود، از القاب فاطمه زهرا (س) – خشنود، خرسند

۸۲. فرشته

معنی فرشته: جبرئیل، سروش، ملک، ایزد، پری

۸۳. شقایق

معنی شقایق: گلی سرخ رنگ،  لاله، آلاله

 ۸۴. پرنیا

معنی پرنیا: پرنیان – فرنیا

۸۵. سمیرا

معنی سمیرا:  زن گندمگون، شمیرا، سمیرا ترجمه ‘ مهین بانو’ است

۸۶. درسا

معنی درسا: شبیه به دُر، (به مجاز) گران قیمت و ارزشمند – در (عربی) + سا (فارسی) مانند در، مانند مروارید

۸۷. نرجس

معنی نرجس:  نرگس، نام همسر امام حسن عسگری (ع) و مادر حضرت مهدی (ع)

۸۸. شیوا

معنی شیوا: فصیح، نغز، خوب-  ویژگی سخنی که به زیبای و با فصاحت بیان شده باشد، شمرده و واضح و دلنشین

۸۹. بهاره

معنی بهاره: مربوط به بهار، به عمل آمده در بهار، منسوب به بهار

۹۰. شیدا

معنی شیدا: بی قرار، دلباخته، دلداده، دلشده، دیوانه، سرگشته، شوریده، شیفته، عاشق، مجنون، مفتون، واله، وامق

۹۱. زهره

معنی زهره: ناهید، ونوس، در نزد قدما زهره نماد نوازندگی و خنیاگری است

۹۲. سیده فاطمه

معنی سیده فاطمه:  مؤنث سید رانده شده از آتش – زنی که بچه خود را از شیر گرفته باشد، نام دختر پیامبر(ص)

۹۳. شیما

معنی شیما:  زنی که روی چانه اش خال دارد، زن زیبای عرب، نام دختر حلیمه سعدیه دایه پیامبر (ص)

۹۴. مارال

معنی مارال:  مرال، گوزن، آهو، (به مجاز) زیبا و خوش اندام – زیبا

۹۵. سرور

معنی سرور: شادی، شادمانی، سرخوشی

۹۶. کاملیا

معنی کاملیا: گلی درشت و زیبا به رنگ سفید و صورتی که در بهار ظاهر می شود

۹۷. سایه

معنی سایه:  تصویری از کسی یا چیزی که هنگام واقع شدن او یا آن در برابر نور ایجاد می شود، حمایت، پناه

۹۸. پانیذ

معنی پانیذ: قند مکرر، شکر، شکر برگ، شکر قلم، نوعی از حلوا که از شکر و روغن بادام تلخ و خمیر می ساختند

۹۹. نیکا

معنی نیکا: چه خوب است، خوشا، نام رودی در شمال ایران

۱۰۰. بهنوش

معنی بهنوش: بهترین نوشیدنی

photo بهترین اسم های دخترانه و پسرانه در ایران

و حالا یکصد اسم پرطرفدار پسرانه در ایران را با هم مرور میکنیم:

۱. امیرحسین

معنی امیرحسین :امیر خوب و نیکو، پادشاه نیک، حاکم صاحب جمال – مرکب از دو اسم امیر و حسین، کسی که حسین علیه السلام امیر و حاکم اوست

۲. ابوالفضل

معنی ابولفضل :خداوند هنر. صاحب فضل. پدر فضل، (در اعلام) نام یکی از پسران حضرت علی (ع) و برادر امام حسین (ع )، (عباس بن علی معروف به قمر بنی هاشم) – خداوند و صاحب هنر، کنیه دینار، لقب چهارمین فرزند علی (ع)

۳. علی

معنی علی:  بلند، بلند بر آمده، بلند قدر، بزرگ، شریف، توانا، کلان، نامی از نام های خدای تعالی، (در اعلام) نام امیرالمؤمنین علی (ع)

۴. محمد

معنی محمد: ستوده، بسیار تحسین شده، آن که خصال پسندیده اش بسیار است، (در اعلام) نام پیغمبر اکرم (ص )، نام سوره ی چهل و هفتم از قرآن کریم دارای سی و هشت آیه – ستوده شده.

۵. مهدی

معنی مهدی: هدایت کرده، هدایت شده، نام قائم منتظَر (ع) در نزد شیعه

۶. امیر علی

معنی امیرعلی: امیر و حاکم بزرگ و بلند قدر، پادشاه شریف و توانا – مرکب از امیر (پادشاه) +علی (بالا رفتن و صعود کردن)

۷. علیرضا

معنی علیرضا: کسی که علی علیه السلام از او راضی است مرکب از دو اسم علی و رضا

۸. امیرمحمد

معنی امیرمحمد: امیر بسیار تحسین شده وپادشاه ستایش شده و پسر سلطان محمود غزنوی بود که چندی بعد از پدر به تخت شاهی نشست.

۹. حسین

معنی حسین: صاحب جمال.خوب، نیکو، (در اعلام) امام سوم شیعیان و پسر علی ابن ابی طالب (ع) از حضرت فاطمه (س) – نیکو، خوب، مصغر حسن، نام امام سوم شیعیان

۱۰. محمدرضا

معنی محمدرضا: از نام های مرکب، محمد و رضا –  کسی که حضرت رسول اکرم محمد صلی الله علیه وآله از او راضی است.

۱۱. محمد مهدی

معنی محمدمهدی:  ستوده هدایت کننده، ترکیب دو اسم محمد و مهدی است . که کلمه محمد برگرفته از نام رسول الله است و مهدی نام آخرین امام ما شیعیان . امام زمان .

۱۲. رضا

معنی رضا: خشنود، خرسند، خوشدل، خرسندی-خشنود شدن.

۱۳. امیررضا

معنی امیررضا: از نام های مرکب، امیر و رضا- کسی که امیر و سلطان از او راضی و خوشحال است

۱۴. محمدحسین

معنی محمدحسین: نام ترکیبی از اسم محمد به معنای ستوده شده و حسین به معنای نیکو و صاحب جمال است.

۱۵. محمد طاها

معنی محمدطاها: نام ترکیبی از اسم محمد به معنای ستوده و طاها که شکل فارسی از طه نام سوره ای در قران کریم است.

۱۶. محمد امین

معنی محمد امین: لقب پیامبر گرانقدر اسلام- به معنی محمد درستکار و پاک دست

۱۷. عرفان

معنی عرفان: شناختن و دانستن بعد از نادانی.  تصوف، الهیات، حکمت، شناخت، علم، معرفت

۱۸. محمدجواد

معنی محمد جواد:  بنده ستوده شده خدا و بخشاینده

۱۹. امیرمهدی

معنی امیرمهدی:  امیر هدایت شده، فرمانروای ارشاد گردیده – ترکیب نامهای امیر و مهدی، کسی که حضرت صاحب الزمان سرور و فرمانده اوست

 ۲۰: علی اصغر

معنی علی اصغر: فرزند شیر خواره امام حسین ع و شهید کربلا در روز عاشورا

۲۱. یاسین

معنی یاسین: نام سوره سی و ششم از قرآن مجید،«یا» حرف ندا و «سین » کنایه از لفظ سید است و یکی از اسمای حضرت محمد (ص ) است

۲۲. امیرعباس

معنی امیرعباس :امیر شجاع و دلاور، پادشاه و حاکم چون شیر.

۲۳. سجاد

معنی سجاد: سجده کننده، بسیارنمازخوان، سجده گر

۲۴. پارسا

معنی پارسا: آنکه از گناهان پرهیزد و به طاعت و عبادت و قناعت عمر گذارد. باتقوا، پاکدامن، پرهیزکار، پرهیزگار، خداترس، دیندار، زاهد، صالح، عفیف

۲۵. طاها

معنی طاها یا طه: نام سوره ٔ بیستم از قرآن کریم-  طالب حق و هدایت کننده

۲۶. سینا

معنی سینا: به معنی دانشمند است که در ایران باستان خانواده های دانشمند را سئنا می گفتند- سوراخ کننده- شبه جزیره ایست کوهستانی در شمال شرقی مصر .

۲۷. متین

معنی متین:  باوقار، جاافتاده، سنگین، موقر، استوار، محکم، پابرجا، رزین، فرهیخته

۲۸. دانیال

معنی دانیال: دانیال از پیامبران بنی اسرائیل و همزمان کورش کبیر و داریوش بزرگ هخامنشی بوده است.

۲۹. ایلیا

معنی ایلیا:راستگوی بزرگ، نام حضرت علی (ع) در تورات

۳۰. نیما

معنی نیما: نام کوهی است حوالی نور

۳۱. احسان

معنی احسان: بخشش، مهرورزی، نکوکاری، نکویی، نیکی

۳۲. آرمین

معنی آرمین:نام چهارمین پسر کیقباد سردودمان کیانی، نژاد آرمین کی آرمین – از شخصیتهای شاهنامه، نام چهارمین پسر کیقباد، مرد همیشه پیروز

۳۳. عباس

معنی عباس:  شیری که شیران از او بگریزند. بسیار شجاع و دلیر، عباسِ بن علی مکنی [کنیه او] ابوالفضل و برادر امام حسین (ع) که در واقعه عاشورا به شهادت رسید

۳۴. بنیامین

معنی بنیامین: پسر دستِ راست من – پسر دست راست، نام کوچکترین پسر یعقوب و راحیل

۳۵. مبین

معنی مبین:  آشکارکننده، آشکار، روشن، هویدا، واضح، روشنگر | بیانگر، بیان کننده، نشان دهنده، نشانگر

۳۶. ماهان

معنی ماهان: روشن و زیبا چون ماه، نام شهری در استان کرمان

۳۷. حمیدرضا

معنی حمیدرضا: ستوده ی خوشنود

۳۸. شایان

معنی شایان:  صفت فاعلی از شایستن- لایق وسزاوار و درخور.

بهترین اسم های پسرانه ۳۹: محسن

معنی محسن: شاهنده، صالح، نیکوکار

۴۰. یوسف

معنی یوسف: از حواریون و شاگردان حضرت عیسی (ع ) وبه سبط افرائیم منسوب بود و به اعتقاد نصارا جسد مبارک حضرت مسیح را پس از مصلوب شدن در باغچه ٔ خود دفن کرد.

۴۱. پرهام

معنی پرهام: الهه تقدیر کننده طبیعت – برهان قاطع براهیم ابراهیم را معرب آن دانسته است

۴۲. حسن

معنی حسن: نیکو، جمیل

۴۳. آرین

معنی آرین:منسوب به آرین، آرین – آریایی نژاد، از نسل آریایی

۴۴. امیر

معنی امیر:پادشاه، حاکم، حکمران، خان، خدیو، رئیس، ژنرال، سرلشکر، سلطان، شاه، شیخ، فرمانده، ملک

۴۵. آرش

معنی آرش: نام پهلوانی کماندار از لشکر منوچهر.اسم مصدر آردن آوردن.

۴۶. سبحان

معنی سبحان: تنزیه، تنزیه کردن، سبحان اله گفتن، خدا را به پاکی یاد کردن، پاک بودن، پاکیزه کردن، پاک، منزه

۴۷. امید

معنی امید: آرزو، انتظار، رجا، توقع، چشمداشت؛ اشتیاق یا تمایل به روی دادن یا انجام امری همراه با آرزوی تحقق آن.

۴۸. سعید

معنی سعید: خوش اقبال، خوشبخت، سعادتمند، نیک اختر، نیکبخت، همایون، مبارک، میمون، فرخنده، خجسته

۴۹. عرشیا

معنی عرشیا: منسوب به عرش، عرش – ملکوتی آسمانی، مرکب از عرش + الف نسبت

۵۰. محمد پارسا

معنی محمد پارسا: مرکب از محمد به معنای بسیار ستایش شده + پارسا به معنای زاهد و با تقوی است

۵۱. هادی

معنی هادی: پیر، دلیل، راهبر، راهنما، رهبر، مرشد، معلم، رسانا

۵۲. کیان

معنی کیان: جمع کی [ ک َ / ک ِ ] باشد، یعنی پادشاهان جبار بزرگ.

۵۳. میلاد

معنی میلاد:  تولد، زایش، ولادت، روز تولد، هنگام ولادت، سالروز ولادت

۵۴. مصطفی

معنی مصطفی: برگزیده، منتخب از نامهای پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (ص)

۵۵. امین

معنی امین:  استوار، امانت دار، ثقه، درستکار، درست، درست کردار، صالح، موتمن، معتمد، موثق

۵۶. سهیل

معنی سهیل: ستاره ای است معروف  که در آخر فصل گرما طلوع کند و میوه ها در آن وقت میرسند و چون در یمن کاملا مشهود است آنرا سهیل یمانی خوانند .

۵۷. محمدعلی

معنی محمدعلی: ترکیب اسامی محمد و علی

۵۸. مرتضی

معنی مرتضی: پسندیده- راضی کرده شده. خشنود شده.

۵۹. آرتین

معنی آرتین: نسوب به آرت، پاکی و تقدس، (به مجاز) پاک و مقدس، (در اعلام) هفتمین پادشاه ماد

 ۶۰: پوریا

معنی پوریا: هم خانواده پریا به معنی نیک صورت – نام پهلوان ایرانی معروف به پوریای ولی

۶۱. احمدرضا

معنی احمدرضا:  از نام‌های مرکب؛ کسی که به اوصاف خشنودی و ستوده متصف است

۶۲. آریا

معنی آریا: آزاده، نجیب، شعبه ای از نژاد سفید که از روزگاران بسیار قدیم در ایران، هند و اروپا ماندگار شده اند، نژاد هند و اروپایی

۶۳. حسام

معنی حسام: تیغ، سیف، شمشیر، قداره

۶۴. علی اکبر

معنی علی اکبر: از اسمی ترکیبی به معنی شریف و بزرگ مرتبه

۶۵. محمد یاسین

معنی محمد یاسین: نام ترکیبی از محمد و یاسین.  به بالا رجوع شود.

۶۶. پویا

معنی پویا: پوینده. رونده و برخی دونده را گویند.

۶۷. مجتبی

معنی مجتبی:  برگزیده. برگزیده شده.  برگزیده و پسندیده.

۶۸. حامد

معنی حامد:ستایشگر. حمدکننده.درودفرستنده. سپاسگزار. ستاینده.

۶۹. محمدمتین

معنی محمدمتین: نام ترکیبی از محمد و متین. به بالا رجوع شود.

۷۰. احمد

معنی احمد:حمیدتر، ستوده تر، بسیارستوده، ازنامهای پیغمبر

۷۱. جواد

معنی جواد:  بخشنده، جوانمرد، سخاوتمند، سخی، کریم، مکرم

۷۲. امیر حافظ

معنی امیر حافظ: نام ترکیبی از امیر و حافظ به معنای امیر و فرمانده ای که نگهدار و پشتیبان دیگران است

۷۳. مهران

معنی مهران: دارنده مهر، (در اعلام) نام یکی از خاندان های هفتگانه عصر ساسانی . نام رود سند است. نام رودی که از سمت مشرق آغازد و از جهت جنوب به سوی مغرب متوجه می شود و در طرف پایین سند به دریای فارس می ریزد.

۷۴. سامیار

معنی سامیار:ثروتمند – کمک کننده به آتش محافظ آتش

۷۵. آراد

معنی آراد: نام فرشته ای است موکل بر دین و تدبیر امور

 ۷۶. مانی

معنی مانی: مانی (در لغت) به معنی ‘ اندیشمند ‘ است

۷۷. یونس

معنی یونس: به معنی کبوتر است. سوره ی دهم از قرآن کریم

۷۸. اشکان

معنی اشکان:  (اشک + ان (پسوند نسبت) )، منسوب به اشک که بانی و مؤسس خاندان اشکانیان بود – منسوب به اشک

 ۷۹: آرمان

معنی آرمان:  ایده، ایدئال، شعار، مرام، هدف، نصب العین، آرزو، امید، اندوه، حسرت، غم

۸۰. ابراهیم

معنی ابراهیم: چهاردهمین سورۀ قرآن کریم،پدر عالی، (در اعلام) یکی از پیامبران اولوالعزم و نام فرزند حضرت محمد (ص) که در کودکی وفات یافت

۸۱. مهرداد

معنی مهرداد: داده ی مهر، آفریده شده ی مهر، (در اعلام) اسم سه نفر از پادشاهان اشکانی بوده است.

۸۲. فرهاد

معنی فرهاد: در بعضی منابع فرهاد را «یاری» معنی کرده‌اند . در شاهنامه پهلوان ایرانی دوران کیکاووس و کیخسرو، که رستم او را برای رهاندن بیژن از زندان افراسیاب با خود به توران برد؛ عاشق ناکام شیرین همسر خسرو پرویز.

۸۳. وحید

معنی وحید:   بی همتا، تک، تنها، فرد، فرید، مجرد، منفرد، واحد، یکتا، یگانه

۸۴. سامان

معنی سامان: خطه، سو، قلمرو، کران، مرز، حد، سرحد، ناحیه، منطقه، ابزار، اثاث، اسباب، وسایل، انتظام، ترتیب، نظام

۸۵. امیر شایان

معنی امیر شایان: اسم ترکیبی از امیر و شایان . رجوع شود به معنی هر کدام از این دو اسم در بالا.

۸۶. آریا

معنی آریا: جد داریوش بزرگ. طایفه ای هند و اروپائیان که در عهدی بسیار کهن با هم میزستند و بعد ها بدو بخش بزرگ تقسیم شد

۸۷. کامران

معنی کامران: خوشگذران، عیاش، کامجو، کامروا، کامیاب، خوشبخت، نیکبخت

۸۸. رادین

معنی رادین:  جوانمرد – بخشنده، جوانمرد

۸۹. کسری

معنی کسری:  عنوان هر یک از پادشاهان ساسانی خسرو- منسوب به کسری، یعنی خسروی.

۹۰. فرزاد

معنی فرزاد:  با فر و شکوه زاده شده، زاده ی با فر و شکوه و عظمت – زاده شکوه و جلال

۹۱. محمد عرفان

معنی محمد عرفان: نام ترکیبی از محمد و عرفان. رجوع شود به معنی هر کدام از این دو اسم در بالا.

۹۲. یاشار

معنی یاشار: جاویدان، همیشه زنده – عمرکننده، زندگی کننده

۹۳. افشین

معنی افشین:  لقب پادشاهان اسروشنه. نام سردار معروف معتصم خلیفه عباسی

۹۴. برهان

معنی برهان: بینه، حجت، دلیل، فرنود

۹۵. مسعود

معنی مسعود:  خوشبخت، سعادتمند، نیک بخت، مبارک، خجسته، میمون، همایون

۹۶. سامی

معنی سامی: عالی، بلند مرتبه، بلند، (در اعلام) منسوب به سام پسر نوح نبی (ع )

۹۷. ایمان

معنی ایمان:  اطمینان، اعتقاد، باور، باورداشت، عقیده، گرویدن

۹۸. کاوه

معنی کاوه: یکی از خاندانهای معروف پهلوانی دوره اساطیری ایران . به معنی پادشاه

۹۹. رامین

معنی رامین: نام عاشق ویسه، این کلمه در بعضی منابع مرکب از «رام»به معنی طرب و «ین»است به معنی طربناک است. رامتین – عاشق ویس در منظومه ویس و رامین

۱۰۰. شاهین

معنی شاهین: شاهباز، عقاب، لاچین، زبانه، میله

 


مطالب پربازدید

امروز پنجشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۷

نظرات