پیام سلام مجله آموزشی سرگرمی سینمایی > خواندني ها > آیا صدا و سیما به نفع دولت روحانی خواهد شد

آیا صدا و سیما به نفع دولت روحانی خواهد شد

خواندني ها | ۳۰ خرداد۱۳۹۵ | 467 بازدید | نظرات

اولین تغییر سازمان صدا و سیما چند هفته پیش اتفاق افتاد؛ علی اصغر پورمحمدی، معاون سیمای سازمان جای خودش را به مرتضی میرباقری داد؛ مردی که اواخر دهه هفتاد شمسی از سازمان ملی جوانان دولت هفتم به سازمان صدا و سیما نقل مکان کرد و جایگزین احمد پورنجاتی شد. او نزدیک به یک دهه معاون سیما بود؛ حتی وقتی عزت الله ضرغامی رییس سازمان شد ترجیح داد میرباقری را برکنار نکند. تا شهریور سال ۸۹ همه چیز بر همین روال بود اما یک باره محمد دارابی جایگزین او شد در حالی که میرباقری از این تغییر و عزل و نصب بی اطلاع بود.
داستان این نقل و انتقال، داستان مکرر اختلاف نظر و اختلاف سلیقه هاست که آن را بعدا مرور می کنیم اما انتخاب میرباقری در دوره جدید از آنجا غافلگیر کننده بود که علی عسگری، رییس جدید سازمان، در جلسه معارفه اش گفته بود تغییرات مدیران را اندک اندک و با ملایمت انجام می دهد. آنهایی که روز معارفه در سالن همایش سازمان حاضر بودند وقتی متلک های پورمحمدی خطاب به محمد سرافراز را شنیدند حدس زدند که او جایش محکم تر از آن است که به این زودی ها برود. پورمحمدی در آن جلسه از ناهماهنگی بین سازمان و قوه های مختلف کشور گفت و به سرتقی مدیر قبلی طعنه زد که می خواست چند کار را با هم انجام دهد و به نظر کسی توجه نمی کرد.
آن زمان توجه همه به شدت اختلاف سرافراز و پورمحمدی جلب شد؛ شایعه ای که از همان ماه های اول مدیریت سرافراز در صدا و سیما شنیده می شد و همیشه به عنوان «اختلاف نظر» رف۶ع و رجوع می شد اما یک هفته که گذشت معلوم شد تغییر جدید در رأس سازمان برای ترمیم زخم هایی است که در پیکر این نهاد به وجود آمده است؛ از جمله در معاونت سیما که مسئول پخش حدود ۷۰ درصد برنامه های تلویزیون است.

photo آیا صدا و سیما به نفع دولت روحانی خواهد شد

معاونت سیما چه می کند
در چارت سازمانی صدا و سیما، معاونت سیما کنار معاونت های صدا، برو مرزی و سیاسی تعریف شده است و وظیفه اش هم «تدوین سیاست های کلان برنامه های تلویزیونی و طراحی، جذب، تولید، تامین و پخش برنامه ها و نظارت عام بر آنها» است. در واقع مسئولیت اصلی تولید و تامین انواع برنامه به جز خبر، با این معاونت است. در دوران ریاست سرافراز که حدود ۹۰۰ پست سازمانی حذف شد تا به قول او سازمان «جوان گرایی» و «چابک سازی» کرده باشد، معاونت سیاسی جای خودش را به معاونت خبر داد تا تمام بخش های خبری که قبلا زیرمجموعه بخش سیاسی بودند به این واحد تازه منتقل شوند.
سیما فیلم با اداره کل نمایش صدا و سیما ادعام شد و این اداره کل با هماهنگی مدیران شبکه ها، مسئولین گروه های فیلم و سریال و واحدهای نمایشی شبکه های مختلف را مصوب می کردند. لطفا گیج نشوید! بله، کاملا واضح است که نمی شود از کار افراد مختلف در سازمان سر در آورد. برای همین هم به قول سرافراز ۷۰ تا ۱۰۰ درصد بودجه تلویزیون صرف حقوق کارکنان می شد؛ کسانی که در تولید برنامه ها مشارکت حداقلی داشتند اما برای این که بدانید مدیران شبکه ها چه می کردند باید بگوییم که آنها مشغول نظارت و هماهنگی بخش های مختلف زیرمجموعه هایشان بودند و بیش از همه چیز باید در تامین برنامه های مختلف با توجه به نام شبکه ها کار می کردند.
مثلا شبکه دو سیما به عنوان شبکه خانواده معرفی شده بود و باید برنامه های مناسب با این شبکه را تولید می کرد، شبکه سه به اسم شبکه جوانان خوانده می شد و قرار بود که برنامه های متناسب با آنها را ارائه کند. معاونت سیما بخش عمده تولیدات و پخش برنامه ها را در تلویزیون بر عهده داشت. به خصوص با اضافه شدن شبکه ها در دوران مدیریت عزت الله ضرغامی، باید برنامه کافی هم برای شان جور می کرد.
این اواخر معلوم شده بود که شبکه های ماهواره ای برنامه های مختلف و متعددی برای خانواده ها دارند و تلویزیون می خواست در این رقابت میدان را به رقیب واگذار نکند و از قافله عقب نیفتد. شاید به همین دلیل بود که محمد سرافراز در اولین اقدامش بعد از انتصاب، علی اصغر پورمحمدی را برای معاونت سیما انتخاب کرد.
پورمحمدی مردی بود که بین اهل فرهنگ و هنر و ورزش محبوب بود و می توانست جمعی از چهره های محبوب را که از تلویزیون قهر کرده یا تلویزیون آنها را رانده بود، درگیر کار کند. در ماه های اول به نظر می رسید تیم دو نفره سرافراز – پورمحمدی برنامه روشن و مشخصی برای مدیریت شبکه ها دارند. اولین کار آنها که در راستای چابک سازی بود ادغام دو شبکه «تماشا» و «نمایش» بود. به مرور اما این حرف ها بیشتر شد: شبکه «بازار» و «شما» هم حذف شد تا تلویزیون جمهوری اسلامی بعد از سی و هشت سال از آزمون و خطا دست نکشد.

photo آیا صدا و سیما به نفع دولت روحانی خواهد شد

آیا پورمحمدی موفق بود؟
روزی که علی اصغر پورمحمدی از شبکه سوم سیما رفت، عده ای از هنرمندان برای او مراسم بزرگداشتی گرفتند و در رثای او حرف زدند. چرا از سازمان صدا و سیما رفت؟ ظاهرا اختلاف دیدگاه با دارابی که آن زمان معاون سیما بود باعث این برکناری شد. او در مدت دوری از تلویزیون تن به مصاحبه مفصل نداد و سمت مشاور رییس قوه قضاییه را پذیرفت اما وقتی سرافراز به صدا و سیما آمد، معلوم شد که پورمحمدی گزینه اصلی او برای آن پست است.
همان طور که انتظار می رفت بازگشت او که این بار با مقام بالاتری هم بود با استقبال روبرو شد. ۵۲۰ هنرمند در نامه ای به سرافراز نوشتند «بدون تردید انتخاب شایسته، سزاوارانه و هوشمندانه جناب آقای دکتر علی اصغر پورمحمدی به معاونت سیمای جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد که امروز، آن چه که مورد نظر و قصد جنابعالی است، استفاده از تعهد، تخصص و تجربه است. ما این انتخاب و انتصاب شایسته را به همه فرهنگ دوستان تبریک می گوییم و آمادگی خود را برای حمایت و همکاری در راستای ارتقای کیفی و کمی سیما اعلام می داریم.»
اما در دوران معاونت او چه اتفاقی افتاد؟ پورمحمدی مهران مدیری را به تلویزیون برگرداند و این فرصت را به او داد که دوباره سریالی برای شبکه سه بسازد. همین طور برنامه هفت را از محمود گبرلو گرفت و تحویل بهروز افخمی داد تا او یک برنامه «جذاب» برای تماشاگران تولید کند. اعلام کرد که مشکل سریال «سرزمین کهن» که در دوران ضرغامی و دارابی توقیف شده بود حل شده است و تلاش کرد مشکل مجری های ممنوع التصویر شده سیما را حل کند.
در دوران او البته مشکلاتی هم به وجود آمد: سریال «شمعدونی» (ساخته سروش صحت) با انتقاد روبرو شد و پورمحمدی مجبور شد آن را به مدیریت قبلی اش ارجاع دهد. یک برنامه کودکانه گروه فتیله ای ها هم موجی از اعتراضات برانگیخت که با عذرخواهی رییس سازمان و ممنوعیت پخش برنامه شان ماجرا حل و فصل شد.

photo آیا صدا و سیما به نفع دولت روحانی خواهد شد

تغییرات تازه
دو هفته پیش سایت تابناک در خبر ویژه ای اعلام کرد که پورمحمدی در مراسم تودیع و معارفه مدیر جدید تامین برنامه خارجی سیما تاکید کرده در راستای تغییرات مدیریتی کلان در این سازمان، احتمالا مسئولیتش را تحویل خواهد داد و در این نشست با تاکید بر اینکه مدیر تامین برنامه از درون سازمان انتخاب شده، گفت که بهتر است مدیران تازه رسانه ملی نیز در بدنه و درون این مجموعه باشند.
معاون سیما همچنین پیش از رسمی شدن جلسه روز سه شنبه مدیران سیما تلویحا اشاره کرده بود امیدوار است، مدیری به جای او بیاید که بتواند بهره وری کمی و کیفی سازمانی مجموعه مدیران و پرسنل تلویزیون را به حداکثر ممکن برساند. این گفته ها نشانه تغییر در سازمان بود. گزینه اصلی هم کسی نبود جز مرتضی میرباقری. او یک مدیر آگاه به شرایط سازمان صدا و سیما بود و اگر اختلاف نظرش با دارابی نبود شاید در ۶ سال اخیر هم از تلویزیون دور نمی ماند اما اختلاف های معنادار سیاسی کار را به جدایی کشاند.
میرباقری در دولت هفتم وقتی سازمان ملی جوانان راه اندازی شد به عنوان رییس سازمان انتخاب شد و کمی بعد به دعوت علی لاریجانی به تلویزیون رفت. در دوره بلند مدیریت او وضع شبکه ها به مراتب بهتر از حالا بود. سریال های متعددی در دوران او تولید شد (از مختارنامه بگیرید تا شب های برره و تفنگ سرپر)، برنامه های صبح گاهی با حمایت او راه افتاد (مردم ایران سلام) و تلویزیون در زمینه تولید و پخش تله فیلم و سریال موفق عمل کرد. اگرچه انتقاداتی به کیفیت این تولیدات بود اما حالا کمتر کسی است که این کارنامه را کتمان کند.
میرباقری اما چوب تعلق خاطرش به جریان سیاسی علی لاریجانی را خورد. او که از طیف معتدلین جناح راست است توانسته بود با دو دولت مختلف کنار بیاید اما بعد از سال ۸۹ و انتخاب دارابی به عنوان قائم مقام مثل بیشتر مدیران قدیمی تلویزیون با او به مشکل برخورد. برای این که بدانید میرباقری چرا از تلویزیون رفت، لازم است که علی دارابی را بشناسید. حتی دلیل بازگشت او به تلویزیون را باید در سابقه حضور دارابی در معاونت سیما جستجو کنید.

photo آیا صدا و سیما به نفع دولت روحانی خواهد شد

دارابی که بود
علی دارابی متولد ۱۳۴۰ است و در رشته علوم سیاسی دکترا دارد. او قبل از قائم مقامی در صدا و سیما از مهر ۱۳۸۴ تا دی ۱۳۸۶ معاون سازمان صدا و سیما در امور استان ها بود اما بعد از انتصابش در سمت جدید تلاش کرد که شکل اداره مدیریت شبکه ها را تغییر دهد. در دوران او «اتاق فکر» برای برخی برنامه ها راه اندازی شد و او شخصا در شبکه ها پیگیر ایجاد «شورای راهبردی» بود. در این مدت حجم نمایش فیلم های خارجی افزایش فراوانی پیدا کرد و عملا پخش فیلم های ایرانی از سیما کنار گذاشته شد و سیما ترجیح داد به جز در موارد نادری همچون عید نوروز، برای نمایش فیلم ایرانی به سراغ آثار شبکه نمایش خانگی نرود.
دارابی در این مدت کمترین نشست مطبوعاتی را برگزار کرد و همین هم بود که مثلا خبرگزاری مهر ده ماه بعد از انتصابش او را با میرباقری مقایسه کرد و نوشت: «تاکنون هیچ نشست خبری با خبرنگاران خبرگزاری ها و رسانه های مکتوب برپا نکرده تا پاسخگوی سوالات آنها باشد. حتی او دعوت خبرنگاران را برای گفتگوی اختصاصی لبیک نگفته است. این در حالی است که مرتضی میرباقری معاون سابق سیما برای ایام مختلف سال از جمله ویژه برنامه های تابستان و نوروز نشست خبری با حضور مدیران شبکه های مختلف سیما و خبرنگاران برگزار می کرد و ضمن اطلاع رسانی برنامه های تلویزیون، خودش و مدیران شبکه های مختلف سیما پاسخگوی سوالات و انتقادهای متعدد خبرنگاران نسبت به برنامه های مختلف تلویزیون بودند.»
دارابی که از مدیران موفق روابط عمومی کشور بود، استاد راه اندازی موج خبری بود و معمولا گزارش حضور او در پشت صحنه سریال ها و برنامه ها با آب و تاب منتشر می شد. حضور او در معاونت سیما به نوعی راه را برای برنامه سازان جدید باز کرد که از شیوه تولید سنتی سریال و فیلم دل زده بودند. مدیریت او متکی بود بر هزینه کم برای فیلم و سریال و ساخت برنامه های ترکیبی و گفتگو محور و البته همراهی سیاسی با دولتمردان دولت دهم.

photo آیا صدا و سیما به نفع دولت روحانی خواهد شد

مدیر تازه
شایدهمه اینها دلیلی است برای استقبال از مرتضی میرباقری. او در دولت یازدهم به دعوت وزیر کشور به آن وزارتخانه رفت و سمت معاون اجتماعی وزارت کشور را پذیرفت. در دوران او گزارش هایی درباره مشکلات اجتماعی کشور، اعتیاد، طلاق، کارتن خواب ها و بی خانمان ها تهیه شد. اما سمت او به اندازه دورانی که در سازمان صدا و سیما حضور داشت برای مطبوعات جذاب نبود. اما بازگشت او به تلویزیون برای خیلی ها خوشایند است. شاید بیش از همه برای هواداران دولت که فردی نزدیک به خود را در ساختار تلویزیون می بینند.
انتخاب میرباقری این پیام را به آنها می فرستد که علی عسگری می خواهد با دولت تعامل کند. علاوه بر آن، علی عسگری مثل سرافراز در ماه های اول مدیریتش تلاش می کند با به کارگیری مدیران قدیمی سیستم به ظاهر نامنسجم تلویزیون را دوباره از نو طراحی کند. ایده های مختلف مدیریت این سازمان برای حذف هنرمندان و مجری ها تا به حال جواب نداده است و میرباقری با توجه به روابط خوبی که با هنرمندان دارد و مدیران قدیمی تلویزیون هم کاملا با شیوه مدیریت او آشنایی دارند، امیدوار است بتواند دست کم تلویزیون را به حالت قبل برگرداند؛ احتمالا اینجا هم «نرمالیزاسیون» ضروری است.
مخالفانش چه کسانی هستند
دلواپس ها، شاید واژه درستی برای مخالفان میرباقری است؛ گروه های دلواپس در چند روز گذشته مدام در سایت ها و گروه های تلگرامی موج های خبری به راه انداختند تا کسی میرباقری را گزینه مطلوب برای اداره معاونت سیما به حساب نیاورد. دلیل؟ خب، دو دلیل واضح وجود دارد؛ نزدیکی به طیف علی لاریجانی و دوستی با او و البته، عضویت در دولت حسن روحانی و همکاری با وزارت کشور. مخالفان میرباقری اگرچه سابقه او را نادیده نمی گیرند اما مدام می گویند که او محافظه کار است و نمی تواند تصمیمات انقلابی بگیرد.

photo آیا صدا و سیما به نفع دولت روحانی خواهد شد

مشکلات پیش رو
مشکلات آنقدر زیاد است که باید در بخش دیگری به آنها پرداخت. راستش راه حل های ریش سفیدانه نمی تواند مشکلی از تلویزیون حل کند؛ دست کم دوره ۱۸ ماهه فعالیت علی اصغر پورمحمدی نشان داد که استفاده از ستاره های قدیمی برای ایجاد محبوبیت و ریش گرو گذاشتن برای حل اختلاف های ایدئولوژیک سیما و هنرمندان کاری را جلو نمی برد و ای بسا نتیجه نامطلوبی هم داشته باشد. معاون تازه سیما باید به فکر ایده های نو باشد؛ البته اگر می خواهد چند ماه بعد کسی درباره نتایج ناگوار فعالیتش گزارشی ننویسد!
داستان کوزه های شکسته
معاون جدید سیما باید برای شبکه های تلویزیونی چه نقشه هایی بکشد؟
علی سیف اللهی: سوم شهریور ۱۳۸۹ روز عجیبی بود. یک روز قبل سید مرتضی میرباقری، معاون سیمای ضرغامی رفته بود پشت صحنه سریال «نون و ریحون» فرزاد موتمن و از راه اندازی شبکه های فیلم و سریال و ورزش و مستند و گفته بود؛ از اینکه «آقای شجریان به خاطر مواضع ضدانقلابی و بدی که در رابطه با مردم گرفته است صلاحیت کافی برای حضور در تلویزیون را ندارد.» از موجود غریبه ای به نام «ستاپ باکس» که برای تماشای شبکه های دیجیتالی همه باید به آنها مجهز شوند.
روز بعد او هیچ سمتی در صدا و سیما نداشت! ضرغامی برکنارش کرد و گفت از این به بعد علی دارابی به صندلی معاونت سیما تکیه خواهد زد. آن روزها نوشتند میرباقری با ضرغامی اختلافات دنباله داری سر چیزهایی مثل پخش سریال «ساعت شنی» داشته و انتقادهای او از ضرغامی به دلیل زیادی ظاهر شدن روی آنتن و … است و همین ها باعث شده آقای رییس وقت تلویزیون چند ساعت بعد از این انتقادها در جلسه شورای تلویزیون به میرباقری تذکر بدهد و فردای همان روز بگوید خداحافظ آقای معاون!
شش سال از آن روزهای عجیب گذشته است. حالا میرباقری جانشین پورمحمدی شده است که فقط ۱۸ ماه معاون سیما بود. جانشین کسی که می گوید بهترین دوران کاری اش دوره همکاری با میرباقری در سیما بوده است: «شبکه سه سیما در دوره آقای میرباقری پرمخاطب ترین شبکه بوده است و آمار نشان می دهد میزان بینندگان این شبکه در سال ۸۸ بیش از ۸۰ درصد و میزان رضایت از برنامه ها بالای ۹۰ درصد بوده است که این موفقیت در سایه مدیریت خوب دکتر میرباقری حاصل شده بود.»
پورمحمدی از سال هایی حرف می زند که تلویزیون هنوز دیجیتالی و تعداد شبکه هایش دو رقمی نشده بود؛ از سال هایی که میرباقری برای رسیدن به موفقیت آن روزگار با چالش های متعددی روبرو است که بخشی از آنها را اینجا زیر ذره بین برده ایم.

photo آیا صدا و سیما به نفع دولت روحانی خواهد شد

بودجه ها و بیننده ها؛ فراموش شده ها
آمارهای پورمحمدی از روزگار خوش تلویزیون را فراموش کنید. به یک آمار رسمی جدید توجه کنید. به آمار ریزش مخاطبان تلویزیون از سال ۸۸ و مقایسه میزان مخاطبان رسانه ملی از سال ۸۸ تا سال ۹۴ که روابط عمومی سیما به تازگی آنها را اعلام کرده است. آن طور که مرکز پژوهش و سنجش افکار رسانه ملی اعلام کرده، فقط در یک قلم، شبکه یک سیما در سطح ملی بیشترین میزان بیننده را در سال ۸۸ یعنی ۷۸ درصد و کمترین مخاطب را در سال ۹۲ یعنی ۵۸٫۶ درصد داشته است؛ یعنی ریزش مخاطبی برابر با بیست درصد بینندگان سراسری رسانه ملی! میزان بینندگان شبکه دو هم در طول سال های ۸۸ تا ۹۳، ۱۹٫۱ درصد کاهش داشته است.
آمار ریزش شبکه های دیگر هم چیزی شبیه همین اعداد و ارقام تلخ است که چیزی است شبیه یک سقوط آزاد! به احوالات عجیب تلویزیون در همه این سال ها باید اعداد و ارقام دیگری را هم اضافه کرد. اعدادی مثل اعداد عجیبی که امیر تاجیک، مدیر شبکه «مستند» در نامه هزار کلمه ای اش خطاب به ضرغامی منتشر و از اتفاقات و آمارهای عجیب در دوره مدیریت او رونمایی کرد. از اینکه دولت قبل علاوه بر بودجه سالانه، کمک بلاعوض یک میلیارد دلاری هم به سازمان داشته اما حجم بدهی ها و معوقات پس از رفتن ضرغامی هنوز اعدادی نجومی است.
همین شبکه – به قول تاجیک – کوچک «مستند» پانزده و نیم میلیارد تومان بدهی داشته و معاونت سیما کارش را با ۲۶۰ میلیارد تومان بدهی و معوقه شروع کرده و کل صدا و سیما هم با صدها میلیارد تومان بدهی! تاجیک از این گفته که ضرغامی املاک و زمین های مرغوب رسانه ملی را فروخته تا بدهی کارگردان ها و تهیه کنندها را بدهد، از اینکه پروژه «مرکز دیتابیس» با وجود خرج بیش از ۵۰ میلیارد تومان به نتیجه ای نرسیده یا اینکه ضرغامی و یارانش می توانستند با یک اصلاح کوچک در قراردادهای اجاره ماهواره در سال گذشته به میزان هفده و نیم میلیون دلار صرفه جویی ارزی برای سازمان به همراه داشته باشند.
سرگیجه از از این آمارها پایان دارد؟ خیر. در یک قلم افشاگری دیگر همین یک ماه پیش روابط عمومی مرکز امور نمایش سیما در پاسخ به حرف های مدیر سابق مجموعه های «الف ویژه معاونت سیما» اعلام کرد «در میان اسامی مجموعه های «الف ویژه» ذکر شده، مواردی دیده می شود که حدود یک میلیارد تومان برای پیش تولیدشان هزینه شده اما هنوز پروژه به طرح نهایی (نه فیلمنامه نهایی) نرسیده است.»
اگر علی عسگری و میرباقری یک گروه «اسپات لایت» تشکیل بدهند قطعا به نتایج جالب تر و تلخ تر دیگری هم می رسند. اتفاقاتی که باعث شده تلویزیون با دست خالی به میرباقری برسد و او حالا باید همه چیز را با نگاهی مجدد به ساختار و اوضاع و احوال رنجور شبکه های تلویزیون شروع کند.

photo آیا صدا و سیما به نفع دولت روحانی خواهد شد

ساختار جدید تلویزیون؛ مرکزهای موازی
دوم شهریور ۱۳۸۹ وقتی میرباقری از «ستاپ باکس» حرف می زد، خیلی ها نمی دانستند او دقیقا از چه چیزی حرف می زند اما چند ماه بعد ستاپ باکس ها دیگر برای مردم موجوداتی غریبه نبودند و میرباقری هم از تلویزیون رفته بود و با حکم رحمانی فضلی شده بود رییس مرکز و قائم مقام وزیر کشور در امور اجتماعی و فرهنگی وزارت کشور. در همه سال هایی که او نبود تعداد شبکه های تلویزیونی از ۲۰ گذشت و در مواردی کم و زیاد و ادغام شد.
در همه این سال ها ساختار تلویزیون تغییرات دیگری هم داشت. در دوران ریاست ۱۸ ماهه سرافراز و پورمحمدی در تلویزیون، مرکز امور نمایشی سیما راه اندازی شد که در همین مدت کوتاه یعنی از ۷ دی ۹۳ تا به حال، ریاست دو مدیر را به خودش دیده است؛ محمدرضا تخشید و رحمان سیفی آزاد. مرکزی که شش وظیفه مشخص مثل «دریافت ایده ها، طرح ها و متون نمایشی از شبکه ها برای بررسی و تصویب»، «بازنویسی روند تولید آثار نمایشی از ایده تا پخش»، «تعیین مدیران گروه های فیلم و سریال با هماهنگی مدیران محترم شبکه ها» و … را دارد.
در واقع همه فیلم ها و سریال های شبکه ها زیر نظر این مرکز تولید و پخش می شوند. چند ماه بعد، یعنی ۲۸ شهریور ۱۳۹۴ نوبت راه اندازی یک مرکز جدید دیگر بود؛ مرکز گسترش فیلمنامه نویسی صدا و سیمای مرکزی که گفتند هدف و وظیفه اش «تمرکز بر تولید متن و جلوگیری از موازی کاری» خواهد بود. مرکزی که مرتضی میرباقری حالا در دوره مدیریتش باید فکری به حال آنها کند.
حالا او با تلویزیونی روبرو است که درباره فیلم ها و سریال ها و درباره متن های فیلمنامه هایش در مرکزی جداگانه تصمیم گیری می شود و به روال سال های قبل، محتوای اخبارش را هم معاونت سیاسی و خبر سیما تامین می کند. ساختاری که او در دوره معاونت سیمای ضرغامی تجربه نکرده بود و حالا باید برای ادامه فعالیت آنها تصمیم بگیرد.

photo آیا صدا و سیما به نفع دولت روحانی خواهد شد

شبکه ها؛ آفتابه و لگن هفت دست!
شش سال قبل، وقتی دارابی جای میرباقری را گرفت، شبکه های تلویزیونی آن قدر زیاد شدند که وقتی سرافراز به جای ضرغامی به تپه های جام جم رفت، تصمیم گرفت تعداد آنها را کم کند. آقای رییس در دوران یک سال و نیمه اش شبکه «تماشا» را حذف و شبکه بازار را در شبکه اقتصاد سیما (شبکه پنج) و شبکه شما را در شبکه آموزش ادغام کرد؛ اتفاقاتی که به مذاق ضرغامی خوش نیامد و درباره اش گفت: «قاعدتا به عنوان کسی که چیزی را راه انداخته است و حالا آن تعطیل می شود حال خوبی ندارم اما حتما دوستان آنجا مطالعه و بررسی داشته اند و به یک تشخیص رسیده و عمل کرده اند؛ به نظر همه احترام می گذارم اما حال من مانند شخص کوزه گری است که بابت خلقت آدم ها به خدا گلایه می کرد، فرشته ای آمد و گفت من همه کوزه ها را می خرم و همه آنها را می شکنم. کوزه گر گفت حداقل اگر می خواهی کوزه هایم را بشکنی برو آن طرف تر آنها را بشکن که من آنها را نبینم. درست است پول آنها را داده ای اما من پای کوزه ها زحمت کشیده ام.»
داستان نامه امیر تاجیک، مدیر شبکه مستند به «کوزه گرِ» این کوزه های دیجیتالی از همین اظهارنظر شروع شد و خطاب به ضرغامی گفت «دلتنگی کردن برای شبکه های افتتاح شده که آنها را به فرزندان خود تشبیه کردید منجر به بازگشت مخاطب نخواهد شد. تعطیل شدن این شبکه ها شاید حال بانیان آن را بد کند ولی به خوب شدن حال مردم و صرفه جویی در بیت المال کمک خواهد کرد.»
به نظر می رسد میرباقری هم باید در فلسفه راه اندازی و کارکردهای شبکه های دیجیتالی و شبکه های قدیمی تلویزیون بازنگری کند. او در شروع کارش ۱۸ شبکه سراسری را روی آنتن می فرستد که درباره بعضی از آنها باید سوالات متعددی را از خودش و مسئولان مربوطه اش بپرسد. باید بپرسد چرا بینندگان ۸۰ درصدی شبکه سه کاهش پیدا کرده اند؟ چرا دیگر تجربه های موفقی مثل «ترش و شیرین» و «شب های برره» و «مرد هزار چهره» در شبکه سه تکرار نمی شود؟ چرا «متهم گریخت» در همین روزها برای هزارمین بار روی آنتن رفته است؟ چرا وقتی شبکه ورزش داریم، هنوز فوتبال ها از شبکه سه پخش می شوند؟ چرا مهم ترین و موفق ترین برنامه ای که از شبکه آموزش در ذهن بینندگانش ماننده «رادیو هفت» است که به فلسفه راه اندازی و کار کرد این شبکه ارتباطی ندارد؟ چرا شبکه سلامت در عمر چهار ساله اش هنوز نتوانسته یک برنامه بسیار موفق داشته باشد که حداقل درصدی از مخاطبان تلویزیون اسم آن را شنیده باشند؟

photo آیا صدا و سیما به نفع دولت روحانی خواهد شد

آقای معاون جواب این سوال ها را باید در کمیت ها و کیفیت های شبکه های تلویزیونی جستجو کند. چهار سال پیش خبر دادند شبکه ورزش با بودجه ای ۱۰۰ میلیارد تومانی راه اندازی شده؛ با بودجه ای که یک دهم بودجه سالانه هزار میلیاردتومانی صدا و سیما است. شبکه های دیگر هم با اسم ها و موضوعات و بودجه های متفاوتی افتتاح شدند که عریض و طویل ترین سازمان رسانه ای کشور را فربه تر کردند. به نظر می رسد آقای معاون باید یک بار برای همیشه درباره اوضاع و احوال این شبکه ها تحقیق و تفحص و بازنگری کند و دستور رژیم لاغری تلویزیون و کنترل کیفیت برنامه های تلویزیونی را بدهد. باید بعضی از کوزه های دیگر را هم بشکند!


مطالب پربازدید

امروز جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۸

نظرات